۳۶ نتیجه برای جعفری
پیمان جعفری، امیرهوشنگ جلالی،
دوره ۲، شماره ۳ - ( بهار ۱۳۹۱ )
چکیده
به منظور بررسی تأثیر تنش خشکی و تراکم بوته بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت رقم KSc ۳۰۱، پژوهشی دو ساله (۱۳۸۷-۱۳۸۶) در مرکز تحقیقات کشاورزی ورامین با استفاده از طرح آزمایشی کرتهای خرد شده نواری در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در ۳ تکرار انجام شد. در این طرح چهارسطح تنش رطوبتی (قبل از گلدهی، هنگام گلدهی و در مرحله پر شدن دانهها و بدون تنش ) فاکتور عمودی و سه سطح تراکم گیاهی (۶۰، ۷۵ و ۹۰ هزار بوته در هکتار) فاکتور افقی را تشکیل میدادند. تأثیر تنش رطوبتی و تراکم بر عملکرد و اجزای آن از نظر آماری معنیدار بود. تنش رطوبتی در مرحله گلدهی عملکرد دانه را ۴۲% نسبت به تیمار شاهد کاهش داد. تنش رطوبتی قبل از گلدهی و هنگام پر شدن دانهها اگرچه به طور معنیدار نسبت به تیمار شاهد عملکرد پایینتری داشتند، اما بین این دو تیمار تفاوت معنیداری مشاهده نگردید. تراکم ۷۵ هزار بوته در هکتار بهترین تراکم از نظر عملکرد دانه تشخیص داده شد. برهمکنش تنش رطوبتی و تراکم بوته نیز در سطح ۱% آماری معنیدار بود. بیشترین و کمترین مقدار عملکرد دانه به ترتیب مربوط به تیمار بدون تنش و تراکم ۷۵ هزار بوته (۹۱۰۰ کیلوگرم در هکتار) و تیمار تنش در مرحله گلدهی و تراکم ۹۰ هزار بوته در هکتار(۳۷۰۰ کیلوگرم در هکتار) بود. تنش رطوبتی در مرحله گلدهی و تراکمهای کمتر و بالاتر از ۷۵ هزار بوته در هکتار باعث کاهش معنیدار شاخص برداشت گردید. نتایج این پژوهش نشان داد با استفاده از تراکم ۷۵ هزار بوته در هکتار و اجتناب از تنش رطوبتی به ویژه در مرحله گلدهی میتوان عملکردهای مناسبی را از هیبرید KSc ۳۰۱ انتظار داشت.
پیمان جعفری، امیرهوشنگ جلالی،
دوره ۲، شماره ۵ - ( پاییز ۱۳۹۱ )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین مناسبترین فواصل کاشت (بوته و پشته) در روش کشت رایج خربزه در منطقه ورامین برای دستیابی به عملکرد زیاد و میوههای بازارپسند برنامهریزی گردیده است. آزمایش بهصورت طرح آماری نواری خرد شده با ۳ تکرار در دو سال در مرکز تحقیقات کشاورزی ورامین انجام شد. عامل اصلی (عمودی) شامل چهار فاصله بوته روی ردیف (۲۰، ۴۰، ۶۰ و ۸۰ سانتیمتر) بود که عمود بر هر بلوک بهصورت تصادفی اعمال شد. عامل افقی شامل دو فاصله بین ردیف (عرض پشته) ۵/۱ و ۳ متر بود که بهصورت نواری در سرتاسر بلوکها پیاده گردید. عامل فرعی نیز دو رقم خربزه زرد ایوانکی و خاتونی مشهد بود. نتایج دو ساله حاصل از تجزیه آماری صفات مورد بررسی نشان میدهد که ارقام مورد بررسی از نظر عملکرد و همچنین درصد مواد جامد محلول در میوه اختلاف معنیدار داشته و رقم زرد ایوانکی با داشتن عملکردی معادل ۷/۳۸ تن در هکتار و مواد جامد محلول ۶۸/۹ درصد نسبت به رقم خاتونی برتری داشته است. بیشترین عملکرد میوه، درصد مواد جامد محلول و متوسط وزن میوه برای رقم ایوانکی در الگوی کشت ۸/۰×۳ متر حاصل شد. اما برای رقم خاتونی، میتوان فاصله بوتهها را تا ۶۰ سانتیمتر کاهش داد. بنابراین الگوی کشت ۶/۰×۳ متر برای این رقم قابل توصیه است. در مجموع، رقم ایوانکی از نظر ویژگیهای کمی و کیفی عملکرد نسبت به رقم خاتونی برتری داشت.
معصومه نمروری، قدرتاله فتحی، عبدالمهدی بخشنده، محمد حسین قرینه، سیروس جعفری،
دوره ۲، شماره ۵ - ( پاییز ۱۳۹۱ )
چکیده
به منظور بررسی تأثیر تنش خشکی در مراحل مختلف رشد و سیستمهای مختلف تغذیهای بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم رقم چمران، آزمایشی در سال زراعی ۸۹-۱۳۸۸ بهصورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با ۳ تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان انجام شد. در این آزمایش، آبیاری در سه سطح شامل I۱ (قطع آبیاری در مرحله سنبلهدهی کامل تا زمان برداشت- ۵۵ زادکس تا بعد از آن)، I۲ (قطع آبیاری در مرحله گردهافشانی تا زمان برداشت- ۶۵ زادکس تا بعد از آن) و I۳ (آبیاری کامل، شاهد) در کرتهای اصلی، و سیستمهای کودی شامل کود شیمیایی (NPK)، کود دامی (M)، کود زیستی (B) و کود زیستی همراه با کود دامی (MB) در کرتهای فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تنش خشکی و سیستمهای تغذیهای بر عملکرد دانه و عملکرد زیستی (در سطح ۱%) و سیستم کود بر شاخص برداشت (در سطح ۵%) معنیدار گردید. بیشترین عملکرد دانه در تیمار I۳ به مقدار ۵۳۰۴ کیلوگرم در هکتار و کمترین عملکرد دانه در تیمار I۱ به میزان ۳۴۱۳ کیلوگرم در هکتار بود. همچنین بیشترین عملکرد دانه مربوط به تیمار MB به میزان ۵۰۸۱ کیلوگرم در هکتار و کمترین آن مربوط به تیمار B به میزان ۳۱۴۲ کیلوگرم در هکتار بود. با توجه به نتایج بهدست آمده در این پژوهش و برای حصول عملکرد مطلوب، استفاده از کود دامی به همراه کود زیستی حتی در شرایط تنش خشکی پایان دوره، میتواند برای زراعت گندم مفید باشد.
کریم عرب سلمانی، امیر هوشنگ جلالی، پیمان جعفری،
دوره ۳، شماره ۷ - ( بهار ۱۳۹۲ )
چکیده
به منظور بررسی روش های مختلف جداسازی بذر طالبی ( Cucumis melo L . var. reticualus ) از بافت های گوشتی اطراف آن (پلاسنتا) و همچنین تأثیر این روشها بر ویژگیهای مختلف جوانهزنی بذر، پژوهشی در سال ۱۳۸۷ در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی ورامین انجام شد. در این پژوهش، که با استفاده از طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار صورت پذیرفت، از سه روش جداسازی بذر همچون تخمیر (به مدت ۲۴ و ۴۸ ساعت)، اسید سولفوریک (۵/۰، ۱، ۲، ۱۲، ۲۴، ۴۹ و ۹۸ درصد) و اسید کلریدریک (۵/۰، ۱، ۲، ۸/۴، ۵/۹، ۱۸ و ۳۸ درصد) استفاده شد. نتایج آزمایش نشان داد که تیمار اسید سولفوریک ۹۸%، ظرف مدت ۵ دقیقه فرایند جداسازی بذر را به خوبی انجام داده و با داشتن سرعت جوانهزنی ۰۵۸/۰ بذر جوانه زده در روز از تیمارهای برتر آزمایش محسوب گردید. در تیمار اسید کلریدریک، به ویژه در غلظتهای زیاد (۱۸ و ۳۸ درصد)، اگرچه جداسازی بذر با سرعت قابل قبولی انجام شد و اثرهای مثبتی نیز بر سرعت و میزان جوانهزنی بذر داشت، اما آزمون هدایت الکتریکی محلول بذر نشان داد که این تیمارها باعث افزایش نشت مواد سلولی شده و همچنین کاهش معنیدار طول ریشهچه و ساقهچه را نیز به دنبال خواهند داشت. تیمارهای تخمیر، بجز طولانی کردن مدت زمان لازم برای جداسازی بذر (۲۴ و ۴۸ ساعت)، اثرهای مثبتی بر جداسازی و ویژگیهای جوانهزنی داشتند. در بین تیمارها، تیمار اسید سولفوریک ۹۸% هم به واسطه جداسازی بذر از قسمتهای گوشتی در زمان کمتر و هم به دلیل اثر مثبت بر ویژگیهای جوانهزنی بر سایر تیمارها برتری داشت.
ناهید جعفری، مسعود اصفهانی، علیرضا فلاح، غلامرضا محسن آبادی، علی کافی قاسمی،
دوره ۳، شماره ۷ - ( بهار ۱۳۹۲ )
چکیده
به منظور بررسی اثر مصرف توأم کودهای نیتروژن، سولفات روی و کود بیولوژیک حاوی ازتوباکتر و آزوسپیریلیوم بر عملکرد و ویژگیهای رشد کلزا (Brassica napus L.) رقم هایولا ۳۰۸، آزمایشی بهصورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی ۸۷-۱۳۸۶ در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه گیلان اجرا شد. چهار سطح کود نیتروژن (صفر، ۵۰، ۱۰۰ و ۱۵۰ کیلوگرم در هکتار) به عنوان عامل اصلی و کود سولفات روی در دو سطح (صفر و ۵۰ کیلوگرم در هکتار) و کود بیولوژیک در دو سطح (با و بدون کود بیولوژیک) به عنوان عوامل فرعی به صورت فاکتوریل در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که زیادترین و کمترین شاخص سطح برگ در مرحله گلدهی (به ترتیب با میانگین ۲۹/۱ و ۹۵/۰) در تیمار ۱۵۰ کیلوگرم در هکتار نیتروژن+ کود سولفات روی+ کود بیولوژیک و در تیمار ۵۰ کیلوگرم در هکتار نیتروژن، بدون کود سولفات روی و کود بیولوژیک، بهدست آمد. بیشترین و کمترین سرعت رشد گیاه در مرحله گلدهی (به ترتیب با میانگین ۸۹/۵ و ۱۹/۳ گرم در متر مربع در روز- درجه رشد) در تیمارهای ۱۵۰ کیلوگرم نیتروژن+کود سولفات روی+کود بیولوژیک و شاهد حاصل شد. بیشترین و کمترین عملکرد دانه (به ترتیب ۲۵۶۸، ۲۴۶۸ و ۵۴۳ کیلوگرم در هکتار) در تیمارهای ۱۵۰ کیلوگرم نیتروژن+ (با و بدون) کود سولفات روی+ کود بیولوژیک و تیمار بدون کود (شاهد) بهدست آمد. بیشترین و کمترین میزان روغن دانه (به ترتیب ۸/۴۲ و ۳/۳۷ درصد) در تیمار صفر کیلوگرم نیتروژن+ کود سولفات روی+ کود بیولوژیک و تیمار۱۵۰ کیلوگرم نیتروژن بدون کود سولفات روی و کود بیولوژیک اندازهگیری شد. با توجه به عدم وجود تفاوت معنیدار بین عملکرد و ویژگیهای رشد کلزا در تیمارهای ۱۵۰ و ۱۰۰ کیلوگرم در هکتار نیتروژن+ کود سولفات روی+ کود بیولوژیک، به نظر میرسد که مصرف کود بیولوژیک حاوی ازتوباکتر و آزوسپیریلیوم با کاهش ۵۰ کیلوگرم نیتروژن در هکتار، بدون کاسته شدن از عملکرد، باعث افزایش تولید بذر، میزان محتوای روغن و صرفهجویی در مصرف کود نیتروژن میشود. کود بیولوژیک حاوی ازتوباکتر و آزوسپیریلیوم در کنار روی و گوگرد با تولید فیتوهورمونها و کود نیتروژن نیز با افزایش تبدیل کربوهیدات به پروتئین، به افزایش تجمع ماده خشک و شاخص سطح برگ کمک کرده و منابع کودی را برای مدت طولانیتری در دسترس گیاه قرار دادند.
کریم عرب سلمانی، امیرهوشنگ جلالی، پیمان جعفری،
دوره ۳، شماره ۸ - ( تابستان ۱۳۹۲ )
چکیده
به منظور بررسی تأثیر اتفون بر کنترل گلهای نر در طالبی، آزمایشی در قالب کرتهای یکبار خرد شده براساس طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، بهمدت دو سال (۸۶-۱۳۸۵)، در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی ورامین صورت گرفت. فاکتور اصلی شامل سه مرحله رشد گیاه (۳ برگی، ۶ برگی و اوایل مرحله رشد زایشی) و فاکتور فرعی شامل چهار سطح اتفون (صفر، ۱۰۰، ۲۰۰ و ۳۰۰ میلیگرم در لیتر) انتخاب شد. زمان ظهور گلهای ماده، تعداد گلهای نر و ماده ۷ و ۱۴ روز پس از کاربرد اتفون، عملکرد کل و نسبت گلهای ماده به نر مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که واکنش گیاه با افزایش غلظت اتفون در مراحل مختلف رشد متفاوت است. با بهکارگیری اتفون با غلظتهای ۱۰۰، ۲۰۰ و ۳۰۰ میلیگرم در لیتر، زمان ظهور گلهای ماده نسبت به تیمار شاهد بهترتیب ۶، ۱۳ و ۱۵ روز به تأخیر افتاد. بیشترین میزان عملکرد (۲۶۴۳۰ کیلوگرم در هکتار) با مصرف ۲۰۰ میلیگرم در لیتر اتفون در مرحله سه برگی بهدست آمد. در این حالت، نسبت گلهای ماده به نر در بیشترین مقدار خود (۵/۸۱ درصد) بود. در غلظت زیاد اتفون (بیش از ۲۰۰ میلیگرم در لیتر) در تمام مراحل رشدی، بهویژه در مرحله رشد زایشی، کاهش عملکرد و کاهش نسبت گلهای ماده به نر رخ داد. نتایج این پژوهش نشان داد که آثار مفید کاربرد اتفون فقط با رعایت زمان مناسب رشد گیاه امکانپذیر است.
معصومه نمروری، قدرتاله فتحی، عبدالمهدی بخشنده، محمد حسین قرینه، سیروس جعفری،
دوره ۳، شماره ۱۰ - ( زمستان ۱۳۹۲ )
چکیده
به منظور بررسی تأثیر تنش خشکی در کودهای زیستی و غیرزیستی بر میزان کلروفیل برگ پرچم گندم، آزمایشی در سال زراعی
۱۳۸۹-۱۳۸۸ به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با ۳ تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کشاورزی رامین خوزستان انجام شد. در این آزمایش آبیاری در سه سطح شامل I۱ (قطع آبیاری از مرحله ظهور کامل سنبله تا زمان برداشت –از مرحله ۵۵ زیداکس تا آخر)، I۲ (قطع آبیاری از مرحله گل شکفتگی تا زمان برداشت-۶۵ از مرحله زیداکس تا آخر) و I۳ (آبیاری کامل به عنوان شاهد) در کرتهای اصلی، همچنین سیستمهای کودی شامل کود شیمیایی رایج (NPK)، کود دامی (M)، کود زیستی (B) و کود زیستی همراه با کود دامی (MB) در کرتهای فرعی قرار گرفتند. بیشترین میزان کلروفیل در تیمار آبیاری کامل و کمترین آن مربوط به قطع آبیاری در مرحله ظهور سنبله به دست آمد، همچنین بیشترین میزان کلرفیل در سیستمهای کودی مربوط به کود دامی مخلوط با کود زیستی (MB) و همچنین کود شیمیایی (NPK) و کمترین میزان آن مربوط به کود زیستی (B) به دست آمد. همبستگی مثبت و بسیار معنیداری بین عملکرد دانه و کلروفیل برگ پرچم به دست آمد، بنابراین کلروفیل برگ پرچم صفت مناسبی برای گزینش عملکرد در شرایط تنش خشکی و همچنین سیستمهای مختلف کودی است.
امیرهوشنگ جلالی، پیمان جعفری،
دوره ۴، شماره ۱۱ - ( بهار ۱۳۹۳ )
چکیده
به منظور بررسی تأثیر استفاده از خاک پوش پلی اتیلنی و کود دامی بر عملکرد و اجزاء عملکرد طالبی، پژوهشی دو ساله (۱۳۸۷-۱۳۸۶) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی اردستان با استفاده از طرح آزمایشی کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار انجام شد. در این طرح سه سطح خاک پوش شامل خاک پوش پلی اتیلنی شفاف، خاک پوش پلی اتیلنی سیاه و عدم استفاده از خاک پوش، کرتهای اصلی و سه سطح کود دامی شامل ۳۰ تن کود دامی گاوی، ۸ تن کود مرغی و عدم استفاده از کود دامی بهعنوان کرتهای فرعی در نظر گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد بالاترین مقادیر عملکرد قابل فروش در شرایط عدم استفاده از خاک پوش، استفاده از خاک پوش شفاف و استفاده از خاک پوش سیاه بهترتیب با ۳۵۷۰۰، ۴۵۸۰۰ و ۴۳۵۰۰ کیلوگرم در هکتار با استفاده از ۳۰ تن کود دامی گاوی بهدست آمد. درصد مواد جامد محلول در میوه با کاربرد ۸ تن کود مرغی و یا ۳۰ تن کود گاوی نسبت به تیمار شاهد بهترتیب ۸/۱۱ و ۳/۱۲ درصد افزایش نشان داد. دو تیمار استفاده از خاک پوش پلی اتیلنی شفاف و سیاه با استفاده از ۳۰ تن کود گاوی بهترتیب با شاخصهای زودرسی ۵/۴۷ و ۵/۴۶ درصد بالاترین مقادیر شاخصهای زودرسی را به خود اختصاص دادند. نتایج این پژوهش نشان داد استفاده از کود دامی به همراه خاک پوش پلی اتیلنی(شفاف یا تیره) علاوه بر تولید عملکردهای بالاتر میتواند نقش مهمی در زودرسی محصول و در نتیجه درآمد بالاتر کشاورزان داشته باشد.
مجید طاهریان، محمود باصفا، اعظم نیک فطرت، احمد جعفری ، سید علی طباطبایی،
دوره ۴، شماره ۱۲ - ( تابستان ۱۳۹۳ )
چکیده
پیمان جعفری، امیرهوشنگ جلالی،
دوره ۴، شماره ۱۳ - ( پاييز ۱۳۹۳ )
چکیده
در آزمایشی مزرعهای به منظور تعیین مناسبترین روش کاشت دو رقم هندوانه در منطقه ورامین با نامهای چارلستون گری و محبوبی، با سه روش کاشت (کاشت مستقیم بذر، کاشت بذر جوانهدار و نشاکاری)، تحقیقی بهصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در ۴ تکرار و بهمدت دو سال (۱۳۸۶-۱۳۸۵) در مرکز تحقیقات کشاورزی ورامین اجرا شد. نتایج این تحقیق نشان داد که روشهای کاشت و همچنین ارقام مورد بررسی اثر معنیداری روی کلیه صفات مورد مطالعه از جمله عملکرد کل محصول، عملکرد برداشت اول و متوسط وزن میوهها داشتند. در روش استفاده از نشا، گرچه محصول در حدود ۱۴ روز نسبت به روش کاشت مستقیم بذر زودرستر شد ولی میانگین عملکرد در این روش نسبت به دو روش دیگر بهطور معنیداری کمتر بود. در بین روشهای مختلف کشت، بیشترین میانگین عملکرد به روش کاشت بذر جوانهدار با ۳۰۸۹۰ کیلوگرم در هکتار اختصاص داشت. روش کشت بذر جوانهدار شده بالاترین متوسط وزن میوه را نسبت به دو روش دیگر دارا بود. کشت نشائی بالاترین تعداد میوه در بوته و شاخه جانبی را تولید نمود اما بهدلیل وزن کم میوهها کمترین مقدار عملکرد در هکتار را به خود اختصاص داد. بالاترین غلظت مواد جامد محلول در میوه (۲/۸%) در روش کشت مستقیم بذر بهدست آمد. رقم محبوبی با میانگین عملکرد محصول ۲۸۳۱۰ کیلوگرم درهکتار نسبت به رقم چارلستون گری با میانگین عملکرد ۲۶۲۵۰ کیلوگرم در هکتار برتری معنیدار نشان داد. این رقم از نظر عملکرد برداشت اول و متوسط وزن میوهها نیز نسبت به رقم چارلستون گری برتر بود. با توجه به اثر معنیدار برهمکنش رقم و شیوه کاشت، بیشترین مقدار عملکرد (۳۱۷۵۰ کیلوگرم در هکتار) در این پژوهش مربوط به رقم محبوبی در شیوه کاشت بذر جوانهدار شده بود. نتایج این پژوهش نشان داد، روش کاشت بذر جوانهدار شده میتواند روشی قابل رقابت با سایر روشهای کاشت باشد.
طیبه جعفریان، علی اکبر مقصودی مود، وحید رضا صفاری،
دوره ۴، شماره ۱۳ - ( پاييز ۱۳۹۳ )
چکیده
هدف از این تحقیق بررسی آثار تنش خشکی بر آناتومی آوندهای چوبی و آبکش، سلولهای مزوفیل، اپیدرم بالا و پایین، محتوی آب نسبی و سرعت تراوش یونی غشاها در برگ چهارم دو رقم گندم بود. ارقام شعله بهعنوان رقم حساس و آذر۲ بهعنوان رقم متحمل به خشکی در دو شرایط تنش خشکی (۶۰% ظرفیت زراعی) و شاهد (۱۰۰% ظرفیت زراعی) درگلخانه تحقیقاتی دانشگاه باهنر کرمان در سال زراعی ۱۳۹۰ بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی کشت شدند. نتایج حاصل نشان داد که تنش خشکی باعث تغییر قطر آوند چوبی و آبکش، مساحت سلولهای مزوفیل و اپیدرم بالا در چهار مقطع برگ شده است در حالیکه هیچگونه اثر متقابل معنیداری بین رقم و تنش بر مساحت اپیدرم پایین و محتوی آب نسبی برگ دیده نشد. اثر تنش بر میزان یون تراوش یافته از غشا ۱۵ و۳۰ دقیقه پس از قرار دادن بافت برگی در آب در هر دو رقم در سطح احتمال ۱% معنیدار بود در حالیکه ۶۰ دقیقه بعد هیچگونه اختلاف معنیداری دیده نشد. اثر تنش بر میزان یون تراوش یافته ۱۵و۳۰ دقیقه پس از غوطهور شدن در آب بهمدت ۴ ساعت رقم شعله بیشتر بوده و باعث افزایش معنیداری در آن شد. بهنظر میرسد که تغییرات آناتومیک بهوجود آمده در اثر تنش خشکی در برگهای گندم یک نوع واکنش بوده و لازم است که در آینده ارتباط این تغییرات با عملکرد در شرایط خشک در مجموعه بیشتری از ارقام بررسی شود.
پیمان جعفری، امیر هوشنگ جلالی،
دوره ۴، شماره ۱۳ - ( پاييز ۱۳۹۳ )
چکیده
به منظور مقایسه عملکرد و تجمع نیترات در پنج توده بومی اسفناج ایرانی، پژوهشی در سال ۱۳۸۹ با استفاده از طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان انجام شد. در این آزمایش مزرعهای، تودههای مورد بررسی شامل بذر خاردار ورامین، برگ پهن ورامین، شهرضا، نجف آباد و کاشان بودند. توده بذر خاردار ورامین با عملکردی معادل ۴۷۸۳۰ کیلوگرم در هکتار، حداکثر عملکرد را در میان تودههای اسفناج داشت. تعداد برگ (بیش از ۲۰ برگ) و شاخه جانبی زیادتر (بیش از ۵/۳ عدد) در تودههای بذر خاردار ورامین، برگ پهن ورامین و کاشان از دلایل عملکرد بالاتر این تودهها محسوب میشد. در هر پنج توده آزمایش شده برگهای وسط هر بوته تجمع نیترات به مراتب بیشتری نسبت به برگهای بالا و یا پایین هر بوته داشتند اما تفاوت معنیداری بین مقدار نیترات برگهای پایین و بالای هر بوته وجود نداشت. توده بذر خاردار ورامین با ۱۳۸۰ قسمت در میلیون نیترات براساس وزن تر، بالاترین مقدار نیترات برگ را داشت اما تفاوت معنیداری بین مقدار نیترات این توده با سایر تودهها (بهجز توده کاشان) وجود نداشت. نتایج این پژوهش نشان داد توده بذر خاردار ورامین میتواند با عملکرد و درصد نیترات قابل قبول جایگزین ژنوتیپهای رایج استان اصفهان شود.
سید مهدی نصیری، محمد لغوی، جواد جعفری فر،
دوره ۵، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۸۰ )
چکیده
سالیانه مقدار زیادی گندم به عنوان اصلیترین منبع غذایی و فراورده استراتژیک، در ایران در مراحل کاشت، داشت، برداشت، جابهجایی، نگهداری و نهایتاً در مرحله تغییر و تبدیل و مصرف از بین میرود. بنابراین، لازم است با بهکارگیری دانش کشاورزی و بهزراعی، بهبود مدیریت و برنامهریزی کاشت و داشت محصول و نیز اصلاح و بهینهسازی ساختمان ادوات و ماشینها، افت مزرعهای این محصول اساسی را کاهش داد. پژوهش حاضر در زمینه طراحی، ساخت و ارزیابی یک جایگزین جدید برای چرخ فلک مکانیکی کمباین غلات میباشد که چرخ فلک بادی نامیده شده است، و وظیفه آن مانند جرخ فلک مکانیکی، هدایت خوشه گندم به سمت تیغههای برش میباشد. به منظور ارزیابی این طرح جدید، آزمونهای آزمایشگاهی و مزرعهای صورت گرفت. در آزمون آزمایشگاهی، سرعت باد خروجی از دهانه یک پنکه انتخابی تا فاصله چهل سانتیمتری از آن، با فواصل ده سانتیمتری و در سرتاسر عرض دهانه پنکه اندازهگیری شد. نتایج آزمون به صورت نمودار توزیع جریان باد ارایه گردید. بر پایه این نتایج تعداد ۱۳ پنکه برای کمباین با عرض برش ۱۴ فوت (۳/۴ متر) مناسب تشخیص داده شد. نتایج آزمونهای مزرعهای عملکرد دو نوع چرخ فلک بادی و مکانیکی نشان میدهد که تلفات چرخ فلک بادی هنگام برداشت به سبب برخورد نداشتن مستقیم با خوشه و اعمال کمترین ضربه به محصول، کمتر از نوع مکانیکی است. با افزایش سرعت پنکه، تلفات محصول به صورت خطی افزایش مییابد. آزمون مزرعهای در سرعتهای دورانی ۲۲۴۷، ۲۵۰۳، ۲۸۶۰، ۳۲۱۸ و ۳۹۳۲ دور در دقیقه و امتداد خروجی باد (از دهانه پنکه) ۱۰، ۲۰ و ۳۰ درجه نسبت به افق انجام پذیرفت. با توجه به تحلیل آماری طرح بلوک کاملاً تصادفی توسط مقایسه توکی (پانزده تیمار و شش نمونه در هر تیمار)، در سطح ۵% اختلاف معنیداری از نظر تلفات محصول در این زوایا، میان چرخ فلک بادی و مکانیکی وجود داشت. بر پایه نتایج به دست آمده، جهت وزش باد پنکه ۲۰ درجه و سرعت دورانی آن در دامنه ۲۵۰۳ تا ۲۸۶۰ دور در دقیقه توصیه میشود.
رحیم عبادی، رضا جعفری، فرامرز مجد، غلامحسین طهماسبی، حمیدرضا ذوالفقاری،
دوره ۵، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۰ )
چکیده
کنترل شبپره بزرگ موم توسط روش نرسترونی با استفاده از پرتو گاما، و روش شیمیایی بررسی و مقایسه گردید. به منظور تعیین دوز مناسب پرتو گاما در سترون نمودن شفیرههای نر شبپره بزرگ موم، آزمایشی در چارچوب طرح کامل تصادفی با پنج تیمار صفر، ۲۵۰، ۳۰۰، ۳۵۰ و ۴۰۰ گری) در سه تکرار انجام شد. بررسی نتایج مشخص نمود که بهترین دوز سترون کننده، دوز ۳۵۰ گری پرتو گاما میباشد. برای مشخص نمودن نسبت رهاسازی نرهای سترون به نرهای سالم در برابر تعداد مساوی از حشرات ماده طبیعی، آزمایشی در چارچوب طرح کامل تصادفی با پنج تیمار (۱:۱:۱؛ ۱:۱:۲؛ ۱:۱:۳؛ ۱:۱:۴؛ ۱:۱:۵) در سه تکرار انجام گرفت.
نتایج به دست آمده نشان داد چنانچه نسبت رهاسازی نرهای سترون در جمعیتهای سالم ۱:۱:۴ باشد، نتیجه مطلوب حاصل میگردد. به منظور بررسی امکان بکرزایی این حشره، طرح آزمایشی کامل تصادفی با دو تیمار (مادههای باکره و مادههای جفتگیری نموده)، در سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که حشره ماده توانایی بکرزایی ندارد. بـرای مقایـسه عملکرد روش کـنترل نـرسترونی بـا روش شیمیایـی، آزمایشی بـا سه تیـمار و سه تـکرار در انبـارهای موم بـه ابعاد ۱۰۰×۱۱۵×۱۷۶ سانتیمتر، که هر کدام حاوی ۲۰ شان سیاه رنگ در یک کندوی دوطبقه و عاری از هر گونه آلودگی بود، انجام گردید.
تیمارهای آزمایشی شامل کنترل به روش نرسترونی، شیمیایی و بدون کنترل بود. برای کنترل شیمیایی، به ازای هر متر مکعب فضا یک قرص سه گرمی فستوکسین ۵۶%، و برای تیمار نرسترونی به نسبت رهاسازی (۱:۱:۴) در هر انبار، ۱۳۴ نرسترون، ۳۳ نر سالم و ۳۳ ماده سالم استفاده شد. پس از بررسی میزان کنترل در روشهای مختلف، مشخص شد که به احتمال ۹۵% بین کنترل شیمیایی و کنترل ژنتیکی (نرسترونی) این آفت تفاوتی وجود ندارد.
پیمان جعفری، امیرهوشنگ جلالی،
دوره ۵، شماره ۱۶ - ( تابستان ۱۳۹۴ )
چکیده
بهمنظور بررسی تأثیر سه تیمارکم آبیاری براساس تبخیر از تشتک کلاس A شامل (T۱) آبیاری براساس ۱= ET، (T۲) آبیاری براساس ۷۵/۰ = ET و (T۳) آبیاری براساس ۵۰/۰ = ET ، بر عملکرد، اجزاء عملکرد و عملکرد بذر در سه رقم هندوانه (چارلستون گری، کریمسون سوئیت و شوگر بیبی)، پژوهشی بهصورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در ۴ تکرار بهمدت ۲ سال (۱۳۸۶ - ۱۳۸۵) در مرکز تحقیقات کشاورزی ورامین انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد بر خلاف تیمار T۳، بین دو تیمار T۱ و T۲ از نظر عملکرد و اجزاء عملکرد تفاوت معنیداری وجود نداشت. در میان اجزاء عملکرد، تعداد میوه در هر بوته بیشترین تأثیر منفی را از تنش رطوبتی شدید (T۳) متحمل گردید (۲۰/۱ میوه در هر بوته). ضخامت پوست میوه، درصد مواد جامد محلول در میوه و عملکرد بذر تحت تأثیر تنش رطوبتی قرار نگرفت. مقایسه ضرایب همبستگی فنوتیپی صفات بیانگر همبستگی معنیدار مثبت (سطح احتمال ۱ درصد) بین میانگین وزن و تعداد میوه با عملکرد میوه بود. رقم کریمسون سوئیت بالاترین میزان عملکرد (۲۵۳۳ کیلوگرم در هکتار) را نسبت به دو رقم چارلستون گری و شوگر بیبی تولید نمود. ارقام کریمسون سوئیت و شوگر بیبی بهترتیب با تولید ۷/۳۱۱ و ۲/۲۹۸ کیلوگرم در هکتار بالاترین مقادیرعملکرد بذر را تولید نمودند. رقم کریمسون سوئیت بالاترین درصد مواد جامد محلول در میوه (۳۵/۱) را داشت. ضخامت پوست میوه در رقمهای کریمسون سوئیت، چارلستون گری و شوگر بیبی بهترتیب برابر بود با ۳۵/۱، ۱۳/۱ و ۱۰/۱ سانتیمتر. نتایج پژوهش حاضر نشان داد با وجود تنشهای رطوبتی متوسط (۷۵/۰ET = ) میتوان عملکردهای میوه و بذر مشابه با شرایط بدون تنش رطوبتی داشت.
سمر جعفریراد، محسن زواره، محمدرضا خالدیان، مجتبی رضایی،
دوره ۵، شماره ۱۷ - ( پاییز ۱۳۹۴ )
چکیده
بهمنظور بررسی پاسخ هفت ژنوتیپ برنج (خزر، SA۱۳، دیلم، سنگجو، سپیدرود، لاین ۸۳۱ و T۵)، به سطوح مختلف شوری آب آبیاری و تعیین شاخصهای تحمل آنها به شوری، آزمایشی بهصورت گلدانی زیر بارانگیر با آرایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار و پنج سطح شوری (۱، ۲، ۴، ۶ و ۸ دسیزیمنس بر متر) در مؤسسه تحقیقات برنج کشور – رشت در سال ۱۳۹۰ اجرا شد. با استفاده از دادههای عملکرد دانه در دو محیط با تنش شوری (۸ دسیزیمنس بر متر) و بدون تنش (۱ دسیزیمنس بر متر)، شاخص حساسیت به تنش (SSI)، شاخص تحمل (TOL)، میانگین بهرهوری تولید (MP)، میانگین هندسی قابلیت تولید (GMP)، میانگین هارمونیک (HM)، شاخص تحمل به تنش (STI)، شاخص عملکرد (YI) و شاخص پایداری عملکرد (YSI) محاسبه و میزان همبستگی آنها با عملکرد دانه برآورد شد. نتایج نشان داد که شاخصهای تحمل و عملکرد دانه ژنوتیپهای مورد مطالعه، تفاوت بسیار معنیداری با یکدیگر داشتند. در بین شاخصهای مورد استفاده، STI و MP توانایی بهتری در شناسایی ژنوتیپهای برنج متحمل به شوری داشتند. در این آزمایش، بیشترین عملکرد بوته در هر دو شرایط بدون تنش و تنش (بهترتیب ۷۱/۱۹ و ۶۹/۱۰ گرم)، مربوط به لاین T۵ بود. کمترین عملکرد بوته در شرایط بدون تنش مربوط به رقمهای سنگجو (۴۲/۱۲ گرم) و دیلم (۸۴/۱۱ گرم) بود. در شرایط تنش، کمترین عملکرد در رقم خزر (۲۹/۴ گرم) دیده شد. بیشترین درصد کاهش عملکرد با افزایش شوری مربوط به رقم خزر (۴۹/۶۹ درصد) و کمترین آن مربوط به رقم سنگجو (۴۸/۳۱ درصد) بود. در کل، میتوان لاینهای T۵ و ۸۳۱ و رقمهای سپیدرود و سنگجو را بهعنوان ژنوتیپهای احتمالاً برتر در هر دو شرایط شور و غیر شور برای آزمایشهای بعدی در نظر گرفت.
محمد گنجه، سید مهدی جعفری، سجاد قادری،
دوره ۵، شماره ۱۷ - ( پاییز ۱۳۹۴ )
چکیده
رنگ از فاکتورهای مهم کیفی محصولات فرایند شده گوجهفرنگی مانند رب میباشد و به شدت تحت تأثیر فرایند حرارتی قرار میگیرد. هدف اصلی در این پژوهش، ارزیابی سینتیک تخریب رنگ رب در طی فرایند حرارتی با استفاده از معادله آرنیوس و بررسی روند این تغییرات با استفاده از روش سطح پاسخ بود. برای این منظور، رب گوجهفرنگی در سه دمای ۶۰، ۷۰ و ۸۰ درجه سلسیوس بهمدت ۲۵ تا ۱۰۰ دقیقه تحت فرایند قرار گرفت و با استفاده از سه شاخص اصلی رنگ شامل L، a و b، نسبت a/b، اختلاف رنگ کلی (TCD)، شاخص اشباعیت (SI) و زاویه هیو (HU) تعیین شد. سینیتیک تخریب این پارامترها با استفاده از معادله آرنیوس ارزیابی شده و روند تغییرات آنها با روش سطح پاسخ بررسی و مدلسازی شد. همه پارامترها بهجز TCA (مرتبه صفر)، از واکنشهای مرتبه اول پیروی کردند. شاخص b با بالاترین و TCD و a/b با کمترین انرژی فعالسازی بهترتیب بیشترین و کمترین حساسیت به تغییرات دما را داشتند. بیشترین و کمترین نرخ تغییرات نیز بهترتیب مربوط به TCD و b بود. همه شاخصها تحت تأثیر فاکتورهای مستقل قرار میگرفتند (تأثیر دما بیشتر از زمان بود) و با استفاده از روش سطح پاسخ بهخوبی قابل مدلسازی و پیشبینی بودند. بهطورکلی، معادله آرنیوس جهت بررسی سینیتیک تغییرات رنگ رب گوجهفرنگی مناسب بوده و تأثیر مستقل و متقابل فاکتورهای زمان و دما با روش سطح پاسخ بهخوبی قابل برآورد میباشد، بهطوریکه مدلهای درجه دوم با دقت بالا (۹۵/۰R۲ > ) قادر به پیشبینی متغیرها میباشند.
کورش بهنامفر، سید عطااله سـیادت، عبدالمهدی بخـشنده، خلیل عالمیسعید، سید محمود کاشفیپور، علی اشرف جعفری،
دوره ۵، شماره ۱۷ - ( پاییز ۱۳۹۴ )
چکیده
بهمنظور مطالعه تأثیر کمآبیاری بر صفات مورفولوژیک ارقام یونجه دائمی (Medicago sativa)، آزمایشی بهصورت کرتهای یکبار خرد شده در قالب بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی ۹۱ - ۹۰ در اراضی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان اجرا شد. تیمارآبیاری در چهار سطح بهعنوان فاکتور اصلی و براساس رطوبت قابل استفاده خاک در منطقه ریشه (آبیاری پس از تخلیه ۵۰%، ۶۵% و۸۰ % کل آب در دسترس گیاه در منطقه ریشه و آبیاری سنتی بهعنوان شاهد) و ارقام یونجه بهعنوان فاکتور فرعی نیز در چهار سطح (بغدادی، مساسرسا، یزدی و همدانی) در نظر گرفته شد. نتایج بهدست آمده از میانگین ۵ برداشت متوالی نشان داد در کلیه ارقام مورد بررسی بالاترین میزان عملکرد علوفه خشک در تیمار شاهد تولید شد که با تأخیر در آبیاری روند کاهشی داشت. رقم بغدادی در کلیه تیمارهای آبیاری دارای بالاترین عملکرد علوفه خشک بود. با تأخیر در آبیاری تا تیمار ۵۰% تخلیه رطوبتی خاک، نسبت برگ به ساقه در حدود ۲۲% (میانگین کل ارقام) افزایش یافت. ارتفاع ساقه، شاخص سطح برگ و وزن تک ساقه نیز با تأخیر در آبیاری روند کاهشی داشتند. نسبت سطح برگ به وزن برگ (SLA) با تأخیر در آبیاری کاهش یافت اما شدت این کاهش در رقم بغدادی بیشتر از سایر ارقام بود. کمآبیاری اثرات متفاوتی بر تعداد ساقه در واحد سطح، در ارقام مختلف داشت، بهطوریکه در رقم بغدادی با اعمال تیمارهای کمآبیاری نسبت به آبیاری مرسوم، افزایش یافت. در رقم مساسرسا نیز این وضعیت تا تیمار آبیاری پس از ۶۵% تخلیه مشاهده شد، درحالیکه در دو رقم دیگر روند کاهشی داشت. بهطورکلی ارقام بغدادی و مساسرسا با کمترین تأثیرپذیری از کمآبیاری در صفات مورد بررسی، بهعنوان ارقام با تحمل بالا در منطقه مشخص شدند.
پیمان جعفری، امیرهوشنگ جلالی، سعید تدینفر،
دوره ۵، شماره ۱۸ - ( زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده
این مطالعه بهمدت دو سال در ایستگاه تحقیقات کشاورزی ورامین بهمنظور بررسی تأثیر سه عمق مختلف فارو و سه فاصله کشت روی ردیف بر بهرهوری آب آبیاری، عملکرد و اجزاء عملکرد هندوانه (رقم کریمسون سوئیت) انجام شد. از طرح کرتهای نواری (استریپپلات) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با ۳ تکرار برای انجام پژوهش استفاده شد. سه تیمار عمق فاروها (۱۵، ۳۵ و ۵۵ سانتیمتر) بهعنوان عامل افقی و سه تیمار فاصله کاشت روی ردیف (۲۵، ۵۰ و ۷۵ سانتیمتر)، بهعنوان عامل عمودی در نظر گرفته شد. عمق فارو ۱۵ سانتیمتر نسبت به عمقهای ۳۵ و ۵۵ سانتیمتر بهترتیب ۲۷ و ۴۳ درصد کاهش عملکرد داشت، اما بین دو عمق فارو ۳۵ و ۵۵ سانتیمتر از این نظر تفاوت معنیداری مشاهده نگردید. کاهش عملکرد در فاروهایی با عمق ۱۵ سانتیمتر عمدتاً بهدلیل کاهش تعداد میوه در هر بوته بود و وزن میوهها تفاوت معنیداری نداشت. برخلاف روند مشاهده شده برای عملکرد، شاخص بهرهوری آب آبیاری در فاروهای با عمق ۱۵ سانتیمتر بهطور معنیدار نسبت به دو عمق ۳۵ و ۵۵ سانتیمتر بیشتر بود. در فاصله بوته ۷۵ سانتیمتر (۴۵۰۰ بوته در هکتار) عملکرد نسبت به دو فاصله ۲۵ و ۵۰ سانتیمتر بهترتیب ۲۱ و ۲۳ درصد کاهش یافت. بین فواصل مختلف کاشت بوته بر روی ردیف از نظر بهرهوری آب آبیاری، تفاوت معنیداری مشاهده نشد. نتایج این پژوهش نشان داد با آب مصرف شده برای کشت یک هکتار هندوانه با فاروهایی به عمق ۳۵ و ۵۵ سانتیمتر بهترتیب میتوان ۲ و ۷۵/۲ هکتار کشت هندوانه با عمق فارو ۱۵ سانتیمتر انجام داد.
پیمان جعفری، امیرهوشنگ جلالی،
دوره ۶، شماره ۱۹ - ( بهار ۱۳۹۵ )
چکیده
خربزه بهدلیل مصرف داخلی و پتانسیل قابل توجه برای صادرات از اهمیت زیادی در کشاورزی ایران برخوردار میباشد. بهمنظور مقایسه ویژگیهای زراعی هفت جمعیت گزینششده (جلالی، تاشکندی، جاجو، خاقانی، شادگانی، قصری و سوسکی) و سه رقم هیبرید (آناناسی، دورانگو و اکیلا) خربزه، مطالعهای در دو سال زراعی ۸۸ - ۱۳۸۷ در ایستگاه تحقیقات کشاورزی کبوترآباد اصفهان با استفاده از طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تفاوت عملکرد و اجزای عملکرد جمعیتهای استفاده شده در این آزمایش از نظر آماری معنیدار بود. جمعیت گزینششده جلالی و هیبرید دورانگو بهترتیب با عملکرد ۴۵۸۱۰ و ۱۳۰۰۰ کیلوگرم در هکتار، بیشترین و کمترین مقادیر عملکرد میوه را تولید نمودند. دامنه تغییرات وزن و تعداد میوه در بین ژنوتیپهای مختلف بهترتیب ۹۰۰/۱ - ۸۵۰/۰ کیلوگرم و ۸۴/۱ - ۲/۱ میوه در هر بوته بود. بالاترین همبستگی مثبت و معنیدار (**۹۶/۰) بین وزن میوهها و عملکرد میوه مشاهده شد. از نظر شاخص زودرسی، هیبرید دورانگو با تولید ۳۲ درصد از عملکرد در چین اول، نسبت به سایر ژنوتیپها برتری معنیدار داشت. از نظر کیفی، توده گزینششده تاشکندی و هیبرید اکیلا بهترتیب با درصد مواد جامد محلول در میوه ۲/۱۲ و ۶۵/۵ درصد، بیشترین و کمترین مقادیر را به خود اختصاص دادند. با توجه به نتایج این پژوهش، از نظر صفات کمی و کیفی، توده گزینششده جلالی در رتبه اول و تودههای گزینششده شادگانی، قصری، سوسکی و جاجو در رتبه دوم، میتوانند در برنامههای بهنژادی و بهزراعی مورد توجه قرار گیرند.