۸ نتیجه برای خدامباشی
محمود خدامباشی، بالرام شارما،
دوره ۳، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۷۸ )
چکیده
به رغم گزارشهای مختلف در مورد نحوه توارث رنگ لپهها در عدس، ماهیت این مسأله به خوبی روشن نشده است. در یک مطالعه گسترده که طی سالهای ۷۵-۱۳۷۲ بر روی نحوه توارث صفات ظاهری عدس انجام گرفت، برای اولین بار دو نوع رنگ سبز تیره و روشن در لپههای عدس تشخیص داده شد. رنگ سبز تیره توارث یک ژنی و رنگ سبز روشن توارث دو ژنی را نشان داد. برای توجیه این مطلب دخالت سه ژن به نامهای Y، Dg و B در توارث رنگ لپهها مطرح گردید. در شرایط غالب بودن ژن Dg، ژنهای غالب Y و B به ترتیب قادر به تولید رنگیزههای زرد و قهوهای میباشند و در شرایط مغلوب بودن این ژن (dg dg) هیچ نوع رنگیزهای تولید نخواهد شد، در نتیجه رنگ سبز تیره بروز خواهد کرد. در صورتی که ژن Dg به طور طبیعی عمل نماید (حالت غالب) ولی ژنهای Y و B در شرایط مغلوب باشند (Dg-yybb) باز هم رنگیزه تولید نخواهد شد و لپهها رنگ سبز روشن به خود میگیرند.
نجمه بزازی، محمود خدامباشی ، شهرام محمدی،
دوره ۳، شماره ۸ - ( تابستان ۱۳۹۲ )
چکیده
شنبلیله با نام علمی Trigonella foenum-graecum L. یکی از قدیمیترین گیاهان دارویی است. به منظور بررسی تأثیر تنش خشکی بر برخی ویژگی های مورفولوژیک گیاه دارویی شنبلیله، آزمایشی بهصورت کرتهای خرد شده نواری در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد، در سال ۱۳۸۹ به اجرا درآمد. فاکتور اول شامل چهار سطح تنش رطوبتی (آبیاری پس از ۲۰ (شاهد)، ۴۰، ۶۰ و ۸۰ درصد تخلیه رطوبت قابل استفاده خاک) و فاکتور دوم شامل شش توده شنبلیله (شیراز، اردستان، تیرانچه، یزد، جهرم و هندی) بود. نتایج تجزیه واریانس و مقایسه میانگینها نشان داد که اثر اصلی تنش خشکی در کلیه صفات مورد بررسی معنی دار بود. در میان تودهها، از نظر خصوصیات مورد بررسی، تنوع وجود داشت. مقایسه میانگینها نشان داد که تعداد روز تا گلدهی، تعداد روز تا رسیدگی، ارتفاع بوته و اجزای عملکرد (تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف و وزن هزار دانه) در اثر تنش خشکی کاهش یافت و منجر به کاهش عملکرد بیولوژیک (۴۳%) و عملکرد دانه (۳/۴۲%) گردید. در مقایسه بین تودهها، بیشترین عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه متعلق به توده اردستان بود. بررسی تجزیه خوشهای تودهها نشان داد که می توان از توده های اردستان، شیراز و تیرانچه برای اصلاح ژنتیکی تحمل به خشکی در شنبلیله بهره برد. بهطورکلی، براساس نتایج به دست آمده، توده اردستان با میانگین ۳۷/۲۲ گرم در بوته بیشترین عملکرد بیولوژیک را داشت و توده هندی با میانگین ۸۳/۷۳ روز تا رسیدگی زودرس-ترین توده بود.
محمد ربیعی، لیلا اکبری، محمود خدامباشی،
دوره ۵، شماره ۱۶ - ( تابستان ۱۳۹۴ )
چکیده
بررسی پایداری و سازگاری یک ژنوتیپ در شرایط محیطی متفاوت جهت معرفی آن برای کاشت در شرایط شناخته شده مفید بوده و جزء نیازهای اصلی برنامههای اصلاح نباتات میباشد. با توجه به تنوع شرایط آب و هوایی مناطق مختلف کشور مطالعه و شناخت برهمکنش ژنوتیپ × محیط دارای اهمیت زیادی است. در این تحقیق عملکرد ۱۰ ژنوتیپ یولاف در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با ۳ تکرار و در ۶ شرایط زراعی مختلف در ۲ سال مورد بررسی قرار گرفت. بهمنظور تفسیر بهتر برهمکنش ژنوتیپ × محیط، از روش AMMI استفاده شد. نتایج تجزیه واریانس مرکب برای عملکرد دانه تفاوتهای معنیداری بین ژنوتیپها نشان داد. با استفاده از روش AMMI مشخص شد که آثار ژنوتیپ، محیط و برهمکنش ژنوتیپ × محیط بسیار معنیدار هستند و ۴ مؤلفه اول در مجموع بیش از ۷۷ درصد از مجموع مربعات برهمکنش ها را توجیه نمودند. براساس بای پلات حاصل از اولین مؤلفهی اصلی و میانگین در روش AMMI ، ژنوتیپﻫﺎی ریگودون، پیسلی و سوئیکس پایدارترین واکنش را نشان دادند و کمترین IPC۱ متعلق به ژنوتیپ سوئیکس بود درحالیکه ژنوتیپ پیسر ناپایدارترین تلقی گردید.
بهناز شیرانی، محمود خدامباشی، سیفاله فلاح، عبدالرزاق دانششهرکی،
دوره ۵، شماره ۱۶ - ( تابستان ۱۳۹۴ )
چکیده
بهمنظور بررسی اثر محلول پاشی نیتروژن، روی و منگنز بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود، دو آزمایش بهصورت کاشت پائیزه و بهاره در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد در سال زراعی ۸۹ - ۱۳۸۸ در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با پنج تیمار شامل محلولپاشی سولفات روی، سولفات منگنز، مخلوط سولفات روی و سولفات منگنز، نیتروژن و آب مقطر (شاهد) در سه تکرار انجام شد. بر اساس نتایج حاصل از تجزیه مرکب دادهها اثر فصل کاشت بر ارتفاع بوته، وزن صد دانه، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک معنی دار بود. تمام صفات مورد بررسی، بهجز ارتفاع بوته، در کشت بهاره نسبت به پائیزه افزایش یافتند. این افزایش برای عملکرد دانه بیش از ۱۲ درصد بود. اثر محلول پاشی بر تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته، وزن صد دانه، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک، غلظت روی و درصد پروتئین نیز معنی دار گردید. با محلول پاشی نیتروژن میزان عملکرد دانه، بهدلیل افزایش تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته و وزن صد دانه، نسبت به شاهد ۲/۶ درصد افزایش یافت. اثر متقابل محلول پاشی در فصل کشت بر ارتفاع بوته و تعداد غلاف در بوته معنی دار شد. محلول پاشی نیتروژن نسبت به تیمارهای دیگر باعث افزایش معنی دار اجزای عملکرد، عملکرد دانه و درصد پروتئین دانه گردید. محلول پاشی با سولفات روی نیز اگرچه میزان روی موجود در دانه نخود را بهطور معنی داری افزایش داد؛ اما اثر معنیداری بر عملکرد دانه نداشت. بنابراین، انجام محلول پاشی نیتروژن برای بهبود پروتئین و عملکرد دانه نخود در شرایط مشابه این آزمایش پیشنهاد می گردد.
بتول رحیمیان، محمد ربیعی، محمود خدامباشی،
دوره ۸، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۷ )
چکیده
بهمنظور بهینهسازی باززایی مستقیم ارقام مختلف سیبزمینی (.solanum tuberosum L) شامل آریندا، اگریا، سانته، مارادونا و مارفونا آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. ریزنمونههای میانگره در محیط MS دارای غلظتهای مختلف بنزیل آمینوپورین (BAP) (۱، ۲، ۵، ۱۰ و ۱۵ میلیگرم در لیتر) و کینتین (Kin) (۵/۰، ۱، ۲، ۵، ۱۰ و ۱۵ میلیگرم در لیتر) در ترکیب باهم کشت شدند. ارزیابی نتایج بهدست آمده در محیط درون شیشهای نشان داد هورمون BAP نسبت به هورمون Kin تأثیر بهتری بر باززایی ارقام مختلف سیبزمینی دارد. غلظتهای پایین هورمون BAP بیشترین تأثیر را در تولید ساقه و ریشه داشتند و در غلظتهای بالاتر این هورمون، بییشترین میزان جنین تولید شد. طول ساقهها و ریشههای تولید شده نیز در غلظتهای پایین BAP بیشتر بود و با افزایش غلظت کاهش یافت، اما حضور BAP در محیط کشت در طول جنین تأثیری نداشت. غلظتهای مختلف هورمون Kin اثر معنیداری بر میزان ساقهزایی و طول ساقههای تولید شده داشتند، اما در میزان ریشهزایی، جنینزایی، طول ریشهها و جنینهای بهدست آمده تأثیری نداشتند. براساس نتایج، هورمون Kin تأثیری بر سرعت باززایی نداشت، اما غلظت بالاتر BAP باعث افزایش سرعت باززایی شد. در بین ارقام در بیشتر صفات اندازهگیری شده، اختلاف معنیدار وجود داشت. مارفونا در تمامی صفات بهترین پاسخ را به شرایط درون شیشهای نشان داد. بنابراین بهطورکلی میتوان گفت القای اندامزایی مستقیم در سیبزمینی بسیار به نوع ژنوتیپ وابسته است و نیز استفاده از تنظیم کننده رشد BAP، نقش مهمی در القای اندامزایی مستقیم در ارقام سیبزمینی دارد.
محمد ربیعی، محمود خدامباشی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۸ )
چکیده
در این پژوهش پایداری ۱۰ ژنوتیپ لوبیا در دو محیط تنش و نرمال، سه تاریخ کاشت (۱۵ اردیبهشت، ۳۰ اردیبهشت و ۱۵ خرداد) و دو سال زراعی (۱۳۹۳ و ۱۳۹۵) در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد بررسی شد. تجزیه پایداری با استفاده از برخی روشهای یکمتغیره و روش چندمتغیره امی (AMMI) انجام پذیرفت. نتایج تجزیه واریانس روی عملکرد دانه بیانگر معنیدار بودن اثر متقابل ژنوتیپ و محیط و لزوم انجام تجزیههای آماری تکمیلی برای بررسی پایداری ارقام بود. مقایسه روشهای یکمتغیره و چندمتغیره پایداری نشان داد که روش امی بهدلیل بررسی همزمان گرافیکی ارقام و محیطها از طریق نمودارهای بایپلات، مؤثرتر و کاربردیتر از روشهای یکمتغیره است. ژنوتیپ چیتی کاردینال با توجه به دارا بودن حداقل مقدار مؤلفه اول و دوم تجزیه امی و نیز مقدار حداقل پارامترهای پایداری EV۴ و SIPC۴ و همچنین متوسط عملکرد بالاتر از بقیه ارقام، بهعنوان ژنوتیپ دارای پایداری عمومی معرفی میشود. رقم قرمز اختر با دارا بودن عملکرد بالا، دور از محور IPC۱ اما نزدیک محور IPC۲ قرار گرفت به همین دلیل بهعنوان ژنوتیپ با پایداری خصوصی معرفی میشود. بر اساس نتایج حاصل از بایپلات، از نظر شرایط محیطی نیز سال تأثیر مستقیم و مؤثری بر ایجاد اثرات متقابل نداشته است. در تاریخ کاشت دوم، ژنوتیپها شرایط پایدارتری را نشان دادند ولی در شرایط تنش رطوبتی، پاسخهای متفاوتی مشاهده شد. بهطور کلی میتوان کشت ژنوتیپ چیتی کاردینال را در تاریخ کاشت دوم (۳۰ اردیبهشت) و در شرایط رطوبتی مناسب توصیه کرد.
سیروس طهماسبی، محمود خدامباشی، عبدالمجید رضائی،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۸۶ )
چکیده
به منظور برآورد پارامترهای ژنتیکی و تعیین چگونگی کنترل ژنتیکی صفات عملکرد و اجزای عملکرد گندم و همچنین تعیین اثر محیط بر برآورد این پارامترها، از طرح تلاقیهای دایآلل یک طرفه با ۸ والد استفاده گردید. دراین مطالعه نتاج F۲ تلاقیها به همراه والدین آنها در دو آزمایش مجزا یکی تحت شرایط رطوبتی مطلوب و دیگری تحت شرایط تنش خشکی انتهایی، بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهرکرد مورد ارزیابی قرار گرفتند. میانگین مربعات محیط و همچنین اثر متقابل ژنوتیپ × محیط برای صفات طول سنبله و تعداد دانه در سنبله معنیدار بودند. واریانس قابلیت ترکیبپذیری عمومی (GCA) برای کلیه صفات مورد بررسی به جز تعداد پنجه بارور در محیط بدون تنش و عملکرد بوته در محیط تحت تنش خشکی، در هر دو محیط معنی دار گردید. واریانس قابلیت ترکیبپذیری خصوصی(SCA) برای ارتفاع بوته در محیط بدون تنش و برای تعداد پنجه بارور و عملکرد بوته در هر دو محیط معنیدار بود ولی برای بقیه صفات در هیچ یک از دو محیط معنیدارنگردید. نسبت بالا و معنیدار واریانس قابلیت ترکیبپذیری عمومی به واریانس ترکیبپذیری خصوصی برای ارتفاع بوته، طول سنبله وتعداد دانه در سنبله در هر دو محیط و برای تعداد سنبلچه در سنبله در محیط تنش خشکی حاکی از سهم بیشتر آثار افزایشی ژنها در کنترل ژنتیکی این صفات بود. برآورد پارامترهای ژنتیکی نشان داد که صفات ارتفاع بوته، طول سنبله و تعداد دانه در سنبله در هر دو محیط و تعداد سنبلچه در سنبله در محیط تنش خشکی تحت تأثیر غالبیت نسبی ژنها قرار داشتند ولی صفات تعداد پنجه بارور و عملکرد بوته در هر دو محیط و تعداد سنبلچه در سنبله در محیط بدون تنش تحت کنترل اثر فوق غالبیت ژنها بودند.
کرامت ربیعی، محمود خدامباشی، عبدالمجید رضائی،
دوره ۱۲، شماره ۴۶ - ( (لف)-زمستان ۱۳۸۷ )
چکیده
تجزیه مؤلفهها و تحلیل عاملی، کاربرد وسیعی در علوم مختلف به خصوص در علوم کشاورزی دارند. جهت بررسی مؤثرترین صفات و نیز عوامل پنهانی دخالت کننده در ایجاد تنوع بین ارقام سیبزمینی، دو آزمایش جداگانه در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در دو محیط بدون تنش و همراه با تنش خشکی در سال ۱۳۸۱ به اجرا گذاشته شد. انجام رگرسیون مرحلهای برای کلیه صفات اهمیت و نقش تعیین کننده صفات طول ساقه، تعداد ساقه و عرض برگچه را بر عملکرد ژنوتیپها در محیط بدون تنش نشان میدهد. در محیط تنش نیز صفات طول ساقه، تعداد برگ و طول برگچه وارد مدل رگرسیونی شدند. صفت طول ساقه در هر دو مدل قرار گرفت که بیانگر اهمیت این صفت در انتخاب برای عملکرد بالا در ارقام سیب زمینی میباشد. در اثر تجزیه مؤلفههای اصلی در هر دو محیط آزمایشی صفات تعداد ساقه، طول برگچه و عرض برگچه به عنوان مؤثرترین صفات در ایجاد تنوع بین ارقام شناسایی شدند. با توجه به اینکه در هر دو محیط تعداد ساقه در مؤلفههای اول دارای ضریب بزرگتری میباشد و با توجه به اهمیت آن در افزایش عملکرد، به عنوان یک صفت مؤثر در عملکرد ارقام سیبزمینی معرفی میشود و بایستی در برنامههای اصلاحی نسبت به سایر صفات مورد توجه قرار گیرد. با انجام تجزیه و تحلیل عاملها در هر دو محیط، دو عامل مهم شناسایی شدند که در محیط بدون تنش عامل اول «سطح برگ» و عامل دوم «وضعیت ساختاری» معرفی گردید. در محیط تنش نیز عامل اول «سطح فتوسنتزی» و عامل دوم «وضعیت ساختاری» تعیین گردید. بنابراین با توجه به دو عامل اول، در انتخاب گیاهان مناسب برای شرایط تنش میبایست به صفات مربوط به سطح فتوسنتز کننده توجه نمود و عامل ساختاری در درجه دوم اهمیت قرار دارد.