جستجو در مقالات منتشر شده


۵ نتیجه برای سید طباطبایی

محبوبه عرب بیگـی، احمد ارزانـی، محمد مهدی مجیـدی، فرشاد حبیبی، اسعد رخزادی ، بدرالدین ابراهیم سید طباطبایی،
دوره ۵، شماره ۱۷ - ( پاییز ۱۳۹۴ )
چکیده

یکی از گونه­های وحشی تتراپلوئید ( ۲n = ۴x = ۲۸, CCDD) خویشاوند گندم cylindrica Aegilops می­باشد که به‌عنوان مخزن بالقوه حاوی ژن­های باارزش از جمله تحمل تنش­های زنده و غیر زنده برای اصلاح گندم محسوب می­گردد. در این مطالعه تنوع ژنتیکی ۶۶ ژنوتیپ cylindrica Ae. جمع­آوری شده از مناطق غربی و شمال‌ غربی ایران با استفاده از صفات مورفولوژیک کمی و کیفی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که صفت طول پوشینه (لما) در بین صفات کمی دارای بیشترین تنوع و صفت رنگ گلوم در بین صفات کیفی دارای بیشترین چند شکلی بوده­اند. تجزیه به مؤلفه­های اصلی منجر به شناسایی ۶ مؤلفه شد که مؤلفه اول به‌تنهایی ۳/۳۰ درصد واریانس کل را توجیه کرد و درآن صفات رنگ برگ پرچم و پرزداری برگ پرچم بیشترین سهم را داشتند. بنابراین مؤلفه اول به‌عنوان مؤلفه برگ پرچم نامگذاری شد. مؤلفه­های دوم و سوم به‌ترتیب ۱/۱۸ و ۲/۱۵ درصد تغییرات را توجیه کردند و به‌عنوان مؤلفه­های پوشینه و فنولوژی شناخته شدند. با توجیه تجزیه خوشه­ای، نمونه­های مورد مطالعه را در ۳ گروه، گروه­بندی کرد که ژنوتیپ­های مربوط به مناطق غرب کشور در یک گروه و نمونه­های مناطق شمال‌‌ غرب در دو گروه جداگانه قرار گرفتند. براساس نتایج مطالعه حاضر می­توان چنین نتیجه­گیری نمود که تنوع ژنتیکی بالایی بین ژنوتیپ­های این خویشاوند وحشی گندم وجود داشته که می­تواند برای برنامه­های اصلاحی گندم به‌خصوص تحمل به تنش‌های زنده و غیر زنده مورد بهره­برداری قرار گیرد.


طاهره محمودی قهساره، بدرالدین ابراهیم سید طباطبایی، سیروس قبادی، آقا فخر میرلوحی،
دوره ۸، شماره ۳ - ( پاييز ۱۳۸۳ )
چکیده

اهمیت هاپلوییدها در زمینه ژنتیک و اصلاح گیاهان برای مدت‌های طولانی است که شناخته شده است. به نژادی از طریق تولید گیاهان هاپلویید، روشی مناسب برای تسریع برنامه‌های اصلاحی و مطالعات ژنتیکی در گندم است. روش‌های معمول مورد استفاده برای ایجاد گیاهان هاپلویید در گندم شامل کشت بساک، کشت میکروسپور، تلاقی بین جنسی گندم* Hordeum bulbosum و گندم * ذرت می‌باشد. در این پژوهش از روش تلاقی گندم × ذرت و کشت بساک برای تولید گیاهان هاپلویید در شش ژنوتیپ گندم استفاده شد. نتایج این بررسی نشان داد که تولید هاپلوییدی از هر دو روش وابسته به ژنوتیپ بوده و از پتانسیل بالایی برخوردار می‌باشد. یکی از مشکلات عمده کشت بساک بازده پایین گیاهان سبز هاپلویید است. در این ارزیابی، از روش کشت بساک، ۷/۷۰% از گیاهان باززا شده گیاهچه‌های آلبینو، و ۳/۲۹% از آنها سبز بودند در حالی‌که در روش تلاقی گندم با ذرت تمام گیاهچه‌های حاصل از این تلاقی سبز و از نظر سطح پلوییدی، هاپلویید بودند. به‌طور کلی چنین نتیجه‌گیری شد که روش تلاقی گندم و ذرت، روشی عملی و مناسب برای ایجاد گیاهان هاپلویید در ژنوتیپ‌های گندم است و در مقایسه با روش کشت بساک از پتانسیل بالاتری در تولید هاپلویید برخوردار است. روش کشت بساک به‌دلیل تنوع مورفولوژیکی در گیاهان سبز و تولید گیاهان آلبینو برای اهداف خاصی توصیه می‌شود.
محمود تقیئی، مجید طالبی، بدرالدین ابراهیم سید طباطبایی،
دوره ۸، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده

گل انگشتانه (Digitalis sp.) به‌عنوان یک گیاه زینتی و دارویی در درمان نارسایی‌های احتقانی قلب استفاده می‌شود. استفاده از کشت بافت و سلول گیاهی، در ریزازدیادی و تولید پایدار ترکیبات دارویی در مقیاس وسیع بسیار مؤثر است. در این پژوهش روش‌های باززایی مستقیم و غیر مستقیم در دو گونه D. purpurea و D. lanata تحت تیمارهای مختلف اکسین و سیتوکنین مورد بررسی قرار گرفت. در روش غیر مستقیم جوانه‌زنی فقط در گونه D. lanata و در پاسخ به سه میلی‌گرم در لیتر BAP رخ داد و هیچ‌گونه باززایی در کالوس‌های گونه
D. purpurea صورت نگرفت. استفاده از ۱۳ ترکیب هورمونی مختلف جهت باززایی مستقیم ریزنمونه گره نشان داد که در هر دو گونه، بهترین باززایی در محیط‌های MS حاوی هورمون BAP حاصل می‌شود. تعداد شاخه‌های حاصل در روش مستقیم در گونه D. purpurea بیشتر بود و پاسخگویی آن به محیط‌های مختلف کشت، سریع‌تر صورت می‌گیرد. نتایج نشان داد که میزان فنل تولید شده در هر دو گونه در کشت جوانه و باززایی مستقیم بسیار کمتر از کشت برگ در باززایی غیر مستقیم است. شاخه‌های حاصل در محیط‌های بدون اکسین و حتی حاوی یک میلی‌گرم در لیتر زآتین نیز ریشه‌زایی کردند و سپس به خاک منتقل شدند. با توجه به میزان تولید فنل بسیار اندک و نیز ایجاد تعداد شاخساره‌های بسیار بیشتر در کشت‌های جوانه هر دو گونه، این روش ترجیح داده می‌شود.
 


مجید طالبی بداف، بدرالدین ابراهیم سید طباطبایی، خورشید رزمجو، بهروز شیران،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۸۵ )
چکیده

شناسایی گونه‌های چمنی بر اساس خصوصیات مورفولوژیک به لحاظ شباهت‌های آنها مشکل است. از طرفی گزینش ژنوتیپ‌های والدی بر اساس فاصله ژنتیکی مناسب برای اجرای تلاقی‌ها و به‌نژادی چمن حائز اهمیت است. بدین ترتیب استفاده از روش‌های ملکولی به عنوان ابزاری کارا در ارزیابی و شناسایی ژنوتیپ‌ها مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش بررسی تنوع ژنتیکی بین و درون گونه‌های مختلف چمن و برآورد روابط ژنتیکی آنها با استفاده از نشانگر AFLP بوده است. تعداد پنج گونه چمن به همراه پنج رقم از هر گونه انتخاب شد و با استفاده از نشانگر ملکولی AFLP مورد مطالعه قرار گرفت. با استفاده از ۱۰ ترکیب آغازگری، تعداد ۱۱۷۰ نوار حاصل شد که تمام آنها در بین ارقام چندشکلی نشان داده شد. از بین آغازگرهای مورد استفاده، ترکیب آغازگری P-AAG و M-CAG با ۱۶۶ نوار، بیشترین تعداد نوار و ترکیب آغازگری P-ACT و M-CGC با ۸۱ نوار، کمترین تعداد نوار را تولید کردند. گروه‌بندی ژنوتیپ‌ها با استفاده از روش تجزیه خوشه‌ای بر اساس ضریب جاکارد، ۵ گونه مورد نظر را از یکدیگر جدا کرد. ضمن این که رقم‌های متعلق به هر گونه نیز از یکدیگر تفکیک شدند. برخی از این نشانگرها در مورد یک گونه، اختصاصی بودند که از آنها می‌توان در شناسایی گونه مورد نظر استفاده کرد. تولید تعداد نوار زیاد و میزان چندشکلی بالا در گونه‌ها و رقم‌های مختلف چمن بیانگر آن است که این روش می‌تواند به طور کارا و مؤثری در تعیین روابط ژنتیکی رقم‌های مختلف بین و درون گونه‌ای چمن مورد استفاده قرار گیرد.
مهدی رحیم ملک ، بدر الدین ابراهیم سید طباطبایی، سید ابوالقاسم محمدی ،
دوره ۱۲، شماره ۴۳ - ( بهار ۱۳۸۷ )
چکیده

نقشه‌های ژنتیکی با پوشش بالای ژنوم نقش بسزایی در تحقیقات پایه و کاربردی ژنتیک ایفا می‌کنند. در دهه‌های اخیر با پیدایش نشانگرهای DNA تحول عظیمی در تهیه نقشه‌های ژنتیکی در گیاهان مختلف به خصوص گندم به وجود آمده است. در این تحقیق، از نشانگر AFLPبرای اشباع نقشه ژنتیکی ۱۰۷فرد هاپلوئید مضاعف حاصل از تلاقی دو والد به نام‌های Fukuho-Komugi × Oligo-Culm دریافت شده از مرکز تحقیقات بین المللی کشاورزی ژاپن استفاده گردید. از چهارچوب نقشه ژنتیکی این جمعیت به عنوان نقشه پایه در تجزیه و تحلیل‌های بعدی استفاده شد. تجزیهAFLP با استفاده از آنزیم‌های برشی MseI/PstI انجام گرفت. متوسط درصد چند شکلی نشانگر  ۱۶/۶% AFLP بود. تجزیه داده‌ها توسط نرم افزار ۳/۳ Mapmaker/EXP Ver با معیار حداکثر فاصله ۵۰ سانتی مورگان و حداقل LOD برابر ۳ و رسم نقشه گروه‌های پیوستگی توسط نرم افزارDrawmap Ver۱,۱ انجام گرفت. ۱۱۵ نشانگر AFLP به ۱۰ گروه منتسب شدند و تعدادی نیز به صورت غیرپیوسته باقی ماندند. تجزیه تکمیلی داده‌ها به همراه نشانگرهای ریزماهواره، موقعیت کروموزومی نشانگرها را تعیین کرد. در نهایت ۱/۷۱% نشانگرها به ژنوم A ، ۱۶/۵% به ژنوم B و تنها ۳% به ژنوم D تخصیص یافتند. نشانگرهای AFLP مورد استفاده در این تحقیق توانستند در مجموع ۱۱ فاصله خالیرا درهفت کروموزوم  (۲A،۳A،۷A،۲B،۳B،۵B،۷B) پر نمایند. پوشش کم ژنوم D توسط نشانگرها به‌دلیل سطح کم چند شکلی در این ژنوم در جمعیت‌های مختلف و حالت حفظ شده آن در جمعیت‌های گوناگون می‌باشد. در بین کروموزوم‌ها، بیشترین تعداد نشانگر(۶۰) به کروموزوم ۷B تخصیص داده شد. توزیع نشانگرها روی این کروموزوم غیریک‌نواخت بود. توزیع غیریک‌نواخت نشانگر روی این کروموزوم به تجمع نشانگرهای AFLP در نواحی هتروکروماتین به خصوص اطراف سانترومر مربوط می‌شود.



صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به Isfahan University of Technology - مجله تولید و فرآوری محصولات زراعی و باغی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق