۳ نتیجه برای فرجی
ابوالفضل فرجی، آقا فخر میرلوحی،
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۷۷ )
چکیده
به منظور بررسی اثر مقدار و نحوه تقسیط نیتروژن بر خصوصیات رویشی، عملکرد و اجزا عملکرد برنج (رقم زایندهرود)، آزمایشی در سال ۱۳۷۵ در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه صنعتی اصفهان اجرا گردید. چهار مقدار (۶۰، ۹۰، ۱۲۰ و ۱۵۰ کیلوگرم نیتروژن در هکتار به صورت کود اوره) و چهار نحوه تقسیط [۱- (۱-۰-۰)، ۲- ( ۳/۱-۳/۱ -۳/۱ )، ۳- (۰- ۲/۱- ۲/۱) و ۴- (۰- ۳/۱- ۳/۲)] با استفاده از طرح فاکتوریل در قالب بلوکهای کامل تصادفی در ۳ تکرار مورد ارزیابی قرار گرفت. با افزایش مقدار کود، میانگین ارتفاع بوتهها، تعداد پنجه در واحد سطح و تعداد روز تا خوشهدهی و رسیدگی گیاه افزایش معنیداری پیدا کرد. با افزایش مقدار نیتروژن تا ۱۲۰ کیلوگرم در هکتار، عملکرد دانه و تعداد خوشه در متر مربع زیاد شد، در حالی که مصرف ۱۵۰ کیلوگرم نیتروژن سبب کاهش عملکرد دانه و تعداد خوشه گردید. اثر مقدار نیتروژن بر تعداد دانه در خوشه معنیدار نبود. با افزایش مقدار نیتروژن وزن هزار دانه از روند خاصی پیروی نکرد، در حالی که شاخص برداشت و درصد دانههای پر شده کاهش معنیداری یافت. همچنین درصد نیتروژن اندام هوایی در مرحله خوشهدهی و درصد نیتروژن خوشهها در زمان برداشت با افزایش مقدار کود افزایش یافت. کاربرد کود پایه سبب افزایش معنیدار ارتفاع، تعداد پنجه در واحد سطح، وزن خشک اندام هوایی، عملکرد دانه و تعداد خوشه و کاهش معنیدار شاخص برداشت شد. تعداد دانه در خوشه و وزن هزار دانه در اثر نحوه تقسیط کود از روند خاصی پیروی نکرد، در حالی که درصد نیتروژن گیاه با تاخیر مصرف کود افزایش یافت. نتایج به دست آمده از این آزمایش نشان داد که حداکثر عملکرد دانه با مقدار ۱۲۰ کیلوگرم نیتروژن و تقسیط ( ۳/۱- ۳/۱- ۳/۱) به دست آمد.
حمید محمد زاده، جعفر اصغری، هوشنگ فرجی، علی مرادی، مجید مجیدیان،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۸ )
چکیده
بهمنظور بررسی اثر تاریخ و روش کاشت بر عملکرد بلال، کارایی مصرف آب و برخی صفات فیزیولوژیک ذرت شیرین، آزمایشی بهصورت کرتهای خرد شده در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در یاسوج در سال ۱۳۹۵ اجرا شد. عامل اصلی آزمایش شامل تاریخ کاشت در پنج سطح (۱۵ اردیبهشتماه، ۳۰ اردیبهشتماه، ۱۵ خردادماه، ۳۰ خردادماه و ۱۵ تیرماه) و عامل فرعی شامل روش کاشت در سه سطح (کاشت بذر به روش متداول، کاشت نشا ۱۵ روزه (مرحله سهبرگی) و کاشت نشا ۲۰ روزه (مرحله چهاربرگی) بودند. نتایج نشان داد که برهمکنش تاریخ و روش کاشت بر عملکرد بلال و کارایی مصرف آب معنیدار بود. کاشت نشای ۱۵ روزه در تاریخ ۱۵ اردیبهشتماه، دارای بیشترین عملکرد بلال (۱۶۰۰۰ کیلوگرم بر هکتار) و نشای ۲۰ روزه در تاریخ کاشت ۱۵ تیرماه، دارای کمترین عملکرد بلال (۸۰۰۰ کیلوگرم بر هکتار) بود. بالاترین کارایی مصرف آب معادل ۹۳/۲ کیلوگرم بر مترمکعب در تاریخ کاشت ۱۵ اردیبهشتماه و نشای سهبرگی حاصل شد که نسبت به نشای چهاربرگی در تاریخ کاشت ۱۵ تیرماه، ۶۶ درصد بیشتر بود. اثر تاریخ و روش کاشت بر درصد پروتئین دانه معنیدار شد. با تأخیر در کاشت، درصد پروتئین دانه افزایش یافت؛ بهطوری که بیشترین درصد پروتئین (۷/۸) در تاریخ کاشت ۱۵ تیرماه و کمترین آن (۰/۸) در تاریخ کاشت ۱۵ اردیبهشتماه بهدست آمد و درصد پروتئین تیمارهای نشایی کمتر از پروتئین دانه تیمار بذری بود. تنش دمایی در تاریخ کاشتهای ۳۰ اردیبهشت تا ۳۰ خردادماه، میزان قند دانه را کاهش داد. کشت نشایی نیز منجر به تغییر در میزان کل قند و افزایش آن نسبت به کشت بذر شد. در مجموع میتوان بیان کرد که بهترین تیمار این پژوهش، تاریخ کاشت تاریخ ۱۵ اردیبهشتماه و نشای سه برگی بود.
ابوالفضل فرجی، حسین حاتم زاده،
دوره ۱۳، شماره ۴۷ - ( (ب)-بهار ۱۳۸۸ )
چکیده
توسعه کشت دانههای روغنی جهت تأمین روغنهای خوراکی یکی از اهداف مهم کشور در رسیدن به خودکفایی است. بدین منظور یافتن گونههایی از جنس براسیکا که دارای عملکرد بالا بوده و بتوانند با خشکی فصل رویش بهتر مقابله کنند برای مناطق دیم کشور حایز اهمیت فراوان است. این تحقیق از سال ۱۳۸۲ بهمدت سه سال در ایستگاه تحقیقات کشاورزی (گنبد در گلستان) بهاجرا در آمد. در این مطالعه تعداد بیست رقم و هیبرید کلزا از سه گونه B. napus، B. rapa و B. juncea گزینش شده از آزمایشهای مقایسه عملکرد سالهای قبل، در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی بهصورت کشت پاییزه برای سه سال در شرایط دیم مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد بین سالها و ارقام از نظر صفات تعداد روز تا رسیدگی، تعداد خورجین در بوته، درصد روغن، عملکرد روغن و عملکرد دانه در سطح احتمال ۱% اختلاف معنیداری وجود داشت. بیشترین عملکرد دانه در سال دوم (۲۱۰۳ کیلوگرم در هکتار) و سپس سالهای اول و سوم (بهترتیب ۱۷۷۱ و ۱۵۷۵ کیلوگرم در هکتار) بهدست آمد. ارقام j-۹۸-۱۰۲/۵۱-۵ از گونه B. juncea و Alexandra و B. Comet از گونه بهاره B. napus بیشترین عملکردهای دانه (بهترتیب ۲۴۸۴، ۲۳۲۶ و ۲۲۹۰ کیلوگرم در هکتار) را داشتند. تجزیه رگرسیون بهروش گام به گام مشخص نمود که صفات تعداد خورجین در بوته و درصد روغن اثر مثبت (بهترتیب ۵۳/۵۰۸، ۴۸/۹۶) و تعداد روز تا رسیدگی اثر منفی (۶۳/۷۸-) معنیداری روی عملکرد دانه داشتند. در تجزیه عاملها چهار عامل استخراج شد. بردار بار عاملهای مربوط به سه ریشه مشخصه اول نشان داد که سه عامل اول ۷۹۴/۹۸% کل واریانس را توجیه میکند، که سهم عوامل اول و دوم وسوم بهترتیب ۵۷۵/۴۵% و ۸۱۶/۳۶% و ۴۰۳/۱۶% بود. عامل اول، عامل بهرهوری (صفات عملکرد دانه و عملکرد روغن از بار عاملی مثبت بالا بهترتیب ۹۷۴/۰ و ۹۴۰/۰)، عامل دوم، عامل مخزن (صفت تعداد خورجین در بوته از بار عاملی مثبت بالا بهترتیب ۶۸۶/۰)، عامل سوم، عامل سرمایه ثابت گیاه (صفات تعداد روز تا رسیدگی و ارتفاع بوته بار عاملی مثبت بالایی بهترتیب ۶۷۲/۰ و ۹۴۴/۰) نامگذاری شد. در نهایت ارقام j-۹۸-۱۰۲/۵۱-۵، Alexandra و Comet با داشتن بیشترین عملکردهای دانه و زودرسی، برای منطقه گنبد در شرایط دیم برای کشت پاییزه قابل توصیه هستند. و میتوان صفت تعداد روز تا رسیدگی کمتر (زودرسی) و تعداد خورجین در بوته را بهعنوان یک شاخص گزینش در شرایط دیم گنبد معرفی نمود.