۳۸ نتیجه برای کلزا
محمدمهدی مجیدی،
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۵-۱۳۹۱ )
چکیده
خشکی یکی از مهمترین عوامل کاهش عملکرد و ایجاد اختلال در مراحل مختلف رشد و نمو گیاهان به ویژه جوانه زنی در مناطق خشک و نیمهخشک است. شناسایی ارقامی که بتوانند تنش خشکی را در مرحله جوانهزنی بهتر تحمل کنند، در افزایش تراکم گیاهی در مزرعه و در نهایت عملکرد بیشتر مؤثر خواهد بود. در این آزمایش تعداد ۳۲ رقم جدید کلزا در یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار از نظر تحمل به تنش خشکی از طریق شاخص های مرحله جوانهزنی در آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفتند. تیمارهای تنش خشکی القا شده توسط پلی اتیلن گلیکول که از طریق یک مطالعه مقدماتی تعیین شد شامل شاهد (آب مقطر)، پتانسیل ۵- و ۱۰- بار بودند. نتایج نشان داد که اثر رقم، سطح تنش و اثر متقابل آنها برای تمام شاخص های اندازهگیری شده معنی دار بود. افزایش سطوح تنش خشکی نه تنها توان جوانه زنی تمامی ارقام را کاهش داد بلکه باعث کندی رشد ریشه چه و ساقه چه نیز شد. براساس مقادیر ویژه در تجزیه به مؤلفههای اصلی، مؤلفه اول و دوم به ترتیب مؤلفه توان جوانهزنی و مؤلفه رشد گیاهچه نامگذاری شدند. پراکنش ارقام براساس دو مؤلفه اول نشان داد که تنوع بالایی بین ارقام براساس جمیع صفات اندازهگیری شده تحت شرایط تنش خشکی وجود دارد. ارقام Likord و Okapi علاوه بر داشتن توان جوانهزنی بالا از قدرت رشد گیاهچه خوبی نیز برخوردار بودند و به عنوان ارقام متحمل شناسایی شدند. نتایج نشان داد که روش مؤلفه های اصلی می تواند برای شناسایی ارقام متحمل و بالا بردن درک روابط بین شاخص های اندازه گیری شده استفاده شود.
محمدحسن فلاح هکی، علیرضا یدوی ، محسن موحدی دهنوی ، مهران بنیادی،
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۵-۱۳۹۱ )
چکیده
به منظور بررسی خصوصیات فیزیولوژیک و مورفولوژیک ارقام کلزا در تاریخ کاشتهای مختلف، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار در سال زراعی ۸۸-۱۳۸۷ در مزرعه ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی یاسوج اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل چهار تاریخ کاشت (۲۱ شهریور، ۳۱ شهریور، ۱۰ مهر و ۲۰ مهر) و چهار رقم کلزای پاییزه (زرفام، اکاپی، الایت، SLM-۰۴۶) بودند. نتایج نشان داد که ارقام و تاریخهای مختلف کاشت در اکثر صفات مورد بررسی تفاوت کاملاً معنیداری با هم داشتند. همچنین برهمکنش تاریخ کاشت و رقم بر صفات ارتفاع بوته، ارتفاع تا پایینترین خورجین، تعداد شاخه فرعی در بوته، شاخصهای رشد و عملکرد دانه معنیدار بود. ارقام زرفام و الایت دارای فلورسانس حداقل(Fo) کمتر و فلورسانس حداکثر (Fm) و حداکثر ظرفیت فتوشیمیایی فتوسیستم II (Fv/Fm) بیشتری نسبت به ارقام اکاپی و SLM-۰۴۶ بودند. بیشترین ارتفاع بوته (۱۷۳ سانتیمتر) و ارتفاع تا پایینترین خورجین (۵/۸۷ سانتیمتر) مربوط به رقم الایت در تاریخ کاشت ۲۱ شهریور و کمترین آنها (به ترتیب با ۹۱ و ۷/۴۳ سانتیمتر) مربوط به رقم اکاپی در تاریخ کاشت ۲۰ مهر بود. در تاریخ کاشت ۲۱ شهریور، رقم الایت بیشترین شاخص سطح برگ (۲۱/۵) و بیشترین عملکرد دانه (۵۲۳۱ کیلوگرم در هکتار) را داشت. در تاریخ کاشتهای بعدی، رقم زرفام به دلیل برتری در شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول و ماده خشک کل، از بالاترین عملکرد دانه نسبت به سایر ارقام برخوردار بود. به طور کلی به نظر میرسد واکنش رقم الایت در تاریخ کاشت ۲۱ شهریور و رقم زرفام در کاشت تأخیری از سایر ارقام برتر بودند.
ابراهیم ایزدی دربندی،
دوره ۲، شماره ۶ - ( ۱۲-۱۳۹۱ )
چکیده
به منظور بررسی حساسیت گیاهان زراعی نخود، لوبیا، عدس، کلزا، چغندرقند و گوجهفرنگی به بقایای علفکش شوالیه در خاک، آزمایشی در شرایط کنترل شده در سال ۱۳۸۹ در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. عوامل مورد بررسی شامل گیاهان زراعی مذکور در ۶ سطح و غلظت بقایای علفکش شوالیه در خاک در ۷ سطح (صفر، ۰۰۱۵/۰، ۰۰۳۷/۰، ۰۰۷۹/۰، ۰۱۵/۰، ۰۳۱/۰ و ۰۴۷/۰ میلیگرم در کیلوگرم خاک) بودند. آزمایش بهصورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. یک هفته پس از سبز شدن گیاهان، درصد سبز شدن آنها اندازهگیری شد و درصد بقا، زیستتوده اندام هوایی و ریشه آنها ۳۰ روز پس از سبز شدن تعیین گردید. نتایج نشان داد که صفات مذکور در همه گیاهان مورد بررسی بهطور معنیداری (در سطح ۱%) در حضور پسماند علفکش کاهش یافتند و با افزایش بقایای شوالیه در خاک میزان سبز شدن، زیستتوده تولیدی اندام هوایی و ریشه کاهش یافت. لوبیا کمترین تلفات زیستتوده اندام هوایی (۴۴%) و ریشه (۷۸/۶۶%) را داشت و گوجهفرنگی بیشترین تلفات زیست توده اندام هوایی (۳۸/۹۶%) و ریشه (۴۶/۸۹%) را داشت. براساس شاخص ED۵۰، نخود (۳-۱۰×۹۱/۷ میلیگرم در کیلوگرم خاک) متحملترین و گوجهفرنگی (۴-۱۰×۳ میلیگرم در کیلوگرم خاک) حساسترین گیاه به بقایای علفکش شوالیه در خاک شناخته شدند و سایر گیاهان بررسی شده بین این دو بهصورت گوجهفرنگی> چغندرقند> کلزا > عدس >لوبیا > نخود قرار گرفتند. بهطورکلی، نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که پسماند علفکش شوالیه در خاک میتواند به گیاهان زراعی در تناوب خسارت وارد کند و توجه به درجه حساسیت آنها در برنامهریزی تناوب مهم است.
امید دهشیری ، حسن پاک نیت،
دوره ۳، شماره ۱۰ - ( ۱۱-۱۳۹۲ )
چکیده
کلزا همانند بسیاری از گیاهان زراعی از تنش کم آبی خسارت میبیند. سازوکارهایی که آسیب های ناشی از تنش اُکسیداتیو را کاهش میدهند از اهمیت بسزایی در مقاومت گیاهان به تنش خشکی برخوردار میباشند. یکی از این سازوکارها آنزیمهای آنتی اکسیدانی است. از این رو آزمایشی با ۹ ژنوتیپ پاییزه کلزا (طلایه، اکاپی، اپرا، مودنا، الایت، لیکورد، زرفام ، کوپر، Slm۰۴۶) با سه سطح تنش خشکی (آبیاری در ۷۵،۱۰۰ و ۵۰ درصد ظرفیت زراعی خاک) بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار به صورت گلدانی در سال۱۳۸۹ در گلخانه دانشکده کشاورزی شیراز انجام شد. نتایج آزمایش نشان داد که با افزایش شدت خشکی فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانی آسکوربیک پراکسیداز، پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز و میزان کلروفیل و کاروتنوئیدها افزایش یافت. تنش خشکی باعث افزایش محتوای کلروفیل در ژنوتیپهای کلزای مورد بررسی شد که به نظر میرسد که این افزایش باعث افزایش شدت تأثیر تنش روی گیاه و کاهش بیشتر سطح برگ میگردد. میتوان نتیجه گرفت که ژنوتیپهای لیکورد و SLM۰۴۶ با افزایش تنش خشکی سیستمهای آنتی اکسیدانی و محتوای کلروفیل را جهت مقابله با خشکی افزایش داده و از مقاومت بالاتری نسبت به بقیه ژنوتیپها برخوردارند و ژنوتیپ مودنا حساسیت بالاتری نسبت به بقیه ژنوتیپها به تنش خشکی دارد.
سید جواد سجادی، حسین صبوری،
دوره ۳، شماره ۱۰ - ( ۱۱-۱۳۹۲ )
چکیده
پیشبینی عملکرد محصولات کشاورزی نقش مهمی در سیاستگذاریهای بخش کشاورزی ایفا میکند. آشکارترین کاربرد پیشبینی عملکرد، تعیین اعتبار لازم توسط دولت جهت خرید محصول و قیمتگذاری آن برای سال آینده میباشد. تحقیقات مربوط به پیشبینی عملکرد محصولات کشاورزی بیشتر بر پایه استفاده از تحلیل رگرسیونی استوار بوده است. در این پژوهش عملکرد محصول کلزای دیم در منطقه گنبد استان گلستان توسط شبکههای عصبی مصنوعی با استفاده از دادههای هواشناسی ۱۱ سال زراعی (۱۳۸۸-۱۳۷۷) پیشبینی شد. ورودیهای شبکههای عصبی میانگین بارندگی هفتگی، میانگین درجه حرارت هفتگی، میانگین رطوبت نسبی هفتگی و میانگین تعداد ساعات آفتابی هفتگی و خروجی آنها میزان عملکرد محصول بر حسب کیلوگرم در هکتار میباشد. از شبکه عصبی پرسپترون چند لایه (MLP) با الگوریتم آموزش پسانتشار لونبرگ- مارکواردت(Levenberg-Marquardt) (LM) برای پیشبینی عملکرد استفاده شد و معیارهای ریشه میانگین مربع خطا (RMSE)(Root Mean Square Error) و مجذور ضریب همبستگی (R۲)(Correlation Coefficient) جهت ارزیابی کارآیی شبکه استفاده شده بهکارگرفته شدند. نتایج بهدست آمده نشان داد که شبکه عصبی مصنوعی با ساختار ۱-۲۰-۱۳ دارای کمترین مقدار RMSE برابر با ۲۳۵/۱۰۱ و بیشترین مقدارR۲ برابر با ۹۹۷/۰ در میان ساختارهای مختلف شبکه عصبی بهکارگرفتهشده میباشد. این نتایج نشاندهنده توانایی بالای شبکه عصبی آموزشدیده در پیشبینی عملکرد محصول کلزاست.
محمد ربیعی، پری طوسی، مسعود اصفهانی،
دوره ۴، شماره ۱۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
به منظور بررسی اثر غلظت و زمان محلولپاشی کود نیتروژن به عنوان مکمل تغذیه خاکی بر انتقال مجدد ماده خشک و عملکرد دانه و روغن کلزا رقم هایولا ۴۰۱، آزمایشی به صورت بلوکهای کامل تصادفی با ۱۶ تیمار و سه تکرار در دو سال زراعی ۱۳۸۹-۱۳۸۷ در مؤسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) انجام شد. دراین آزمایش غلظت نیتروژن (از منبع اوره) در دو سطح (۵ و ۱۰ در هزار) و در هفت زمان محلولپاشی شامل: ۱- مرحله ۶ تا ۸ برگی۲- ساقهرفتن ۳- قبل از گلدهی ۴- مرحله ۶ تا ۸ برگی + ساقهرفتن، ۵- مرحله ۶ تا ۸ برگی + قبل از گلدهی، ۶- ساقهرفتن + قبل از گلدهی، ۷- مرحله ۶ تا ۸ برگی + ساقهرفتن + قبل از گلدهی همراه با دو تیمار شاهد شامل بدون مصرف کود نیتروژن و کوددهی متداول خاکی به صورت در زمان کاشت، در زمان ساقهرفتن و قبل از گلدهی به میزان ۱۸۰ کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار منظور شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که محلولپاشی با غلظت ۱۰ در هزار در مرحله ۸-۶ برگی+ساقهرفتن + قبل از گلدهی، بیشترین انتقال مجدد ماده خشک (۲/۶۱۲ گرم در متر مربع)، میزان فتوسنتز جاری (۳۰۷۴ گرم در متر مربع) و عملکرد دانه (۲/۳۶۸۶ کیلوگرم در هکتار) را دارا بود. محاسبه ضرایب رگرسیون نشان داد که انتقال مجدد ماده خشک رابطه خطی و مثبتی را با عملکرد دانه داشت (**۹۵/۰=r۲). براساس نتایج این آزمایش به نظر میرسد که محلولپاشی ده در هزار نیتروژن در مرحله ۸-۶ برگی+ ساقهرفتن + قبل از گلدهی و مرحله ساقهرفتن + قبل از گلدهی باعث افزایش انتقال مجدد ماده خشک و عملکرد دانه و روغن میشود.
سید احمد کلانتر احمدی، علی عبادی، سید عطاءاله سیادت،
دوره ۴، شماره ۱۴ - ( ۱۲-۱۳۹۳ )
چکیده
بهمنظور بررسی مشکلات مراحل گلدهی و رسیدگی در تاریخ کاشتهای تأخیری که در خوزستان با درجه حرارتهای بالا مواجه است، آزمایشی در مرکز تحقیقات کشاورزی صفیآباد دزفول در سال زراعی ۸۵-۱۳۸۴ بهمورد اجرا گذاشته شد تا اثرات تاریخ کاشت بر عملکرد ژنوتیپهای کلزا بررسی گردد. آزمایش بهصورت کرتهای یکبار خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار بود. تاریخ کاشت بهعنوان عامل اصلی در سه سطح (ده آبان، بیست و پنج آبان و ده آذر) و فاکتور فرعی نیز شامل هفت ژنوتیپ کلزا (Hyola۶۰ ، Hyola۳۰۸، Hyola۳۳۰ ، Hyola۴۰۱ ،Hyola۴۲۰ ،RGS۰۰۳ وOption۵۰۰) بود. عملکرد دانه در تاریخ کاشتهای دوم و سوم در مقایسه با تاریخ کاشت اول بهترتیب بهمیزان ۷۲/۵ و۲۷/۲۱ درصد کاهش یافت. نتایج مقایسه میانگینهای مربوط به اثر متقابل تاریخ کاشت و رقم نشان داد که بیشترین عملکرد دانه (۰۹/۵۰۵۵ کیلوگرم در هکتار) در تاریخ کاشت اول (۱۰ آبان ماه) به رقم Hyola۴۲۰ و کمترین عملکرد دانه (۶۸/۲۳۶۰ کیلوگرم در هکتار) در تاریخ کاشت سوم (۱۰ آذرماه) به رقم Option۵۰۰ اختصاص یافت. تعداد خورجین در بوته نیز بهمیزان ۶۱/۲۰ و ۰۲/۳۶ بهترتیب در تاریخ کاشتهای دوم و سوم در مقایسه با تاریخ کاشت اول کاهش یافت. بیشترین تعداد دانه در خورجین در تاریخ کاشت سوم (۱۰ آذر) با میانگین ۹۳/۲۸ دانه در خورجین به رقم Hyola۴۰۱ مشاهده گردید و البته کمترین تعداد دانه در خورجین (۶۹/۱۵) نیز در تاریخ کاشت سوم (۱۰ آذر) به رقم Hyola۶۰ اختصاص یافت .با توجه به نتایج آزمایش تاریخ کاشت۱۰ آبان را برای رقم Hyola۴۲۰ و برای سایر ارقام مورد آزمایش تاریخ کاشت های ۱۰ و ۲۵ آبان مناسب میباشد
شیوا عزیزینیا، سیدمحمدمهدی مرتضویان،
دوره ۵، شماره ۱۵ - ( ۳-۱۳۹۴ )
چکیده
بهمنظور بررسی پایداری عملکرد ارقام کلزا در شرایط مختلف محیطی، ۱۸ رقـم کـلـزای تـیـپ زمستانه دو صفردر قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار و در هشت مکان از اقلیم سرد و معتدل سرد کشور در طی دو سال زراعی مطالعه شدند. تجزیه واریانس ساده و مرکب تفاوت معنیداری بین ژنوتیپها نشان داد. همچنین طبق نتایج تجزیه مرکب، در اثرات متقابل ژنوتیپ × مکان و نیز مکان × سال نیز تفاوت معنیداری مشاهده شد و در مجموع چهار مؤلفه اصلی در تغییرات اثرات متقابل ژنوتیپ × محیط با بیشترین تأثیر (در مجموع ۷۵ درصد) دخالت داشتند. نتایج کلی بررسی عملکرد ارقام در مناطق و سالهای مختلف نشان داد ارقام ابونیت، ای.آر.سی-۵ و الیت بهترتیب با ۳۴۳۶، ۳۳۳۸ و ۳۲۴۴ کیلوگرم در هکتار بیشترین و ارقام اپرا، اکاپی و لیکورد بهترتیب با ۲۶۹۸، ۲۸۱۶ و ۲۸۲۳ کیلوگرم در هکتار کمترین عملکرد را تولید کردند. همچنین براساس بررسیهای مربوط به پایداری ارقام و نیز گراف مربوط به بای پلات مؤلفه اصلی اول و صفت عملکرد، ارقام جرونیمو، مودنا و ساندی با کمترین مقدار مؤلفه اصلی (نزدیک صفر) پایدارترین پاسخ به محیطهای مختلف را داشتند و نیز ابونیت بهعنوان رقم ناپایدار و مخصوص نواحی خاص تشخیص داده شد.
حسن نوریانی،
دوره ۵، شماره ۱۶ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده
بهمنظور بررسی اثر سطوح مختلف نیتروژن بر عملکرد، اجزای عملکرد و برخی از خصوصیات کیفی دو رقم کلزا، آزمایشی در سال زراعی ۹۱-۱۳۹۰ در منطقه دزفول بهصورت کرتهای خُرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار اجرا گردید. در این آزمایش چهار سطح کود نیترژن (صفر، ۸۰، ۱۶۰ و ۲۴۰ کیلوگرم در هکتار) از منبع کود اوره بهعنوان فاکتور اصلی و دو رقم کلزا (هایولا ۳۰۸ و هایولا ۴۰۱) بهعنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد غلاف در بوته و تعداد دانه در غلاف متعلق به سطح کودی ۲۴۰ کیلوگرم نیتروژن در هکتار بود. بیشترین درصد روغن به سطح کودی صفر کیلوگرم نیتروژن در هکتار (تیمار شاهد) تعلق داشت. در این تحقیق رقم هایولا ۴۰۱ از نظر صفات مورد ارزیابی نسبت به رقم هایولا ۳۰۸ برتری نشان داد. محاسبه روابط رگرسیونی و بررسی واکنش ارقام به سطوح مختلف نیتروژن نشان داد بالاترین عملکرد دانه در رقم هایولا ۳۰۸ (۱۹۹۸ کیلوگرم در هکتار) و رقم هایولا ۴۰۱ (۲۳۷۵ کیلوگرم در هکتار)، بهترتیب با کاربرد ۲۲۵ و ۲۲۸ کیلوگرم نیتروژن در هکتار حاصل گردیده است. از آنجایی که عملکرد کمی و کیفی رقمهایولا ۴۰۱ در شرایط مساوی میزان کود نیتروژن، بیشتر از رقم هایولا ۳۰۸ بود، بهنظر میرسد که رقم هایولا ۴۰۱ توانایی جذب و انتقال نیتروژن بهتری داشته و بههمین دلیل عملکرد بیشتری تولید نمود.
فاطمه رشیدی، محمدمهدی مجیدی،
دوره ۶، شماره ۱۹ - ( ۲-۱۳۹۵ )
چکیده
در این بررسی ۳۶ ژنوتیپ کلزا از هفت گونه مختلف Brassica napus، B. rapa، B. oleracea، B. juncea، B. carinata، B. nigra و
B. friticulosa در شرایط عدم تنش، تنش متوسط و تنش شدید خشکی در سال زراعی ۹۱ - ۱۳۹۰ در دانشگاه صنعتی اصفهان ارزیابی شده و روابط بین صفات مختلف آنها مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تنوع بالایی بین ژنوتیپها برای اکثر صفات مورد مطالعه وجود داشت. اثر متقابل رقم و محیط برای اکثر صفات معنیدار مشاهده شد که حاکی از واکنش متفاوت ژنوتیپها به شرایط رطوبتی بود. نتایج همبستگی برای سه گونه Brassica napus، B. rapa و B. oleracea در سه سطح شرایط رطوبتی جداگانه انجام شد. اگرچه نتایج همبستگی منحصر به گونه نیز مشاهده شد، ولی در مجموع عملکرد دانه با صفات تعداد غلاف در بوته و وزن هزار دانه در همه گونهها و محیطهای رطوبتی همبستگی مثبت و معنیداری داشت. نتایج رگرسیون گامبهگام نیز در بین گونهها و تحت شرایط رطوبتی مختلف متفاوت بود. تأثیر اجزای عملکرد در تجزیه مسیر برای هرگونه کاملاً متفاوت از گونه دیگری مشاهده شد. بهطوریکه در شرایط عـدم تنش بیشتـرین اثر مستقیـم بر عملـکرد دانه را صفت طول غلاف برای گونه B. napus و صفـت تعداد غلاف در بوتـه برای گونههای B. rapa و B. oleracea نشان داد. این نتایج نشان میدهد که در هر گونه بایستی از استراتژی انتخاب متفاوتی برای بهبود غیرمستقیم عملکرد دانه استفاده کرد.
اکبر انفراد، کاظم پوستینی، ناصر مجنون حسینی، احمدعلی خواجه احمد عطاری،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۲ )
چکیده
طی یک بررسی که در قالب یک آزمایش فاکتوریل با طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد، واکنش رشد (ماده خشک اندامهای هوایی) ۱۸ رقم کلزا در سطوح شوری برابر با ۲/۱، ۶ و ۱۲ دسیزیمنس بر متر حاصل از NaCl، مطالعه و ارتباط آن با پتانسیل آب برگ، غلظت Na و K، نسبت آنها و توان گزینش K در برابر Na و غلظت کلروفیل برگ ارزیابی شد.
نتایج نشان داد که همراه با اثر معنیدار شوری روی کاهش کل میزان ماده خشک تولید شده در اندامهای هوایی، صفات مربوط به یونها شامل: غلظت Na، نسبت K/Na، توان گزینش K در برابر Na و همچنین پتانسیل آب برگ بهطور معنیداری تحت تأثیر شوری کاهش و غلظت K افزایش یافت و تنها پتانسیل آب برگ بود که بالاترین همبستگی منفی و معنیدار را با ماده خشک گیاه نشان داد. بنابراین به نظر میرسد میزان آب موجود در داخل گیاه میتواند واکنشهای تحمل یا حساسیت به شوری را توجیه کند. بر این پایه ارقام با نشان دادن تفاوت معنیدار در گروههای مختلفی قرار گرفتند. ارقام آلیس، فورنکس، دی پی ۸، ۹۴ و لیکورد در گروهی که تصور میرود متحمل به شوری باشند و ارقام اوکاپی، اکامر و اورال درگروه موسوم به حساس به شوری قرار گرفتند. هشت رقم دیگر در حد میانگین بودند. بهعلاوه سه رقم کنسول، وی دی اچ ۹۸ـ۸۰۰۳ و اورینت در صفات یاد شده بهگونهای واکنش نشان دادند که از وضعیتی خارج از توجیه فوقالذکر برخوردار میشوند. راهبرد هالوفیتی در مورد این سه رقم قابل بررسی است.
مختار جلالی جواران، حمید هاشم زاده، امیر موسوی،
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۳ )
چکیده
بررسی گیاهان تراریخت در پروژه انتقال ژن، از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این پژوهش، نسل دوم (T۱) گیاهان تراریخت کلزا که ژن گلوتامین سنتتاز در جهت آنتیسنس به آنها منتقل شده بود، مورد بررسی قرار گرفت. میزان پروتئین کل محلول برگ و مقدارکلروفیلهای a ، b و کاروتنوئید، با استفاده از روش اسپکتروفوتومتری و معادلات مربوطه تعیین شد. میزان کمی پروتئین در برگهای کلزا در مراحل مختلف رشدی گیاه و تیمارهای مختلف بررسی شد که در مرحله قبل از گلدهی (MG۱) شروع به افزایش نموده و در زمان گلدهی (MG۲) به بیشترین میزان رسید و در مرحله پیری برگ (SS) مقدار پروتئین کل کاهش نشان داد. در مقایسه بین تیمارها، تیمار A۲ بیشترین میزان پروتئین و تیمار A۶ کمترین مقدار را نشان دادند. از نظرمیزان کلروفیلهای a وb بین تیمارهای مورد مطالعه اختلاف معنیداری مشاهده نشد ولی بین مراحل مختلف رشد کلزا تفاوت معنی دار بوده و مرحله MG۲ بیشترین و SS کمترین میزان کلروفیلهای a و b را نشان دادند. بهمنظور مطالعه الگوهای باندی در پروتئینهای استخراج شده از گیاهان تراریخت در مقایسه با گیاه شاهد از روش اس.دی.اس.پیج استفاده شد که در مقایسه الگوهای باندی حاصل از مرحله MG۱ تفاوت قابل ملاحظهای بین باندها دیده نشد، ولی در باندهای حاصل از مراحل MG۲ و YG تفاوتهایی مشاهده شد. در مرحله YG اختلاف بین تیمارهای A۵ ، A۳ ، A۴ و A۶ با شاهد در موقعیت وزنی ۴۱ کیلو دالتون و بین تیمارهای A۱ و A۲ با تیمار شاهد در موقعیت ۶/۲۳ کیلو دالتون مشاهده گردید. در مورد باندهای حاصل از مرحله MG۲ نیز بین تیمارهای A۱، A۳، A۴ و A۶ با تیمار شاهد در موقعیت وزنی۵۷ کیلو دالتون اختلافاتی وجود داشت. با توجه به اینکه کلیه شرایط برای رشد، استخراج پروتئین و آنالیز ماکرومولکولها در گیاهان تراریخت و شاهد کاملاً کنترل شده و مشابه بوده است، در نتیجه میتوان احتمال داد که تفاوتهای مشاهده شده در گیاهان تراریخت نسبت به گیاهان شاهد به دلیل اثر آنتیسنس ژن گلوتامین سنتتاز می باشد.
سیدمحمدعلی جلالی حاجی آبادی، سیدعبدالحسین ابوالقاسمی، علیرضا جعفری، محمد روستائی علیمهر، محمود حقیقیان رودسری،
دوره ۸، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۳ )
چکیده
تعداد ۲۰۰ قطعه جوجه گوشتی سویه آرین در طرحی کاملاً تصادفی به منظور برآورد اثر مقادیر گلوکوسینولاتهای جیره بر عملکرد جوجههای گوشتی در دوره آغازین (۰-۲۱روز) و رشد (۲۲-۴۲روز)، مورد آزمون قرار گرفتند. مقادیر گلوکوسینولاتهای جیره در دوره آغازین صفر، ۵/۷، ۱۵، ۵/۲۲و ۳۰ میکرومول در گرم ( به ترتیب تیمارهای آغازین ۱، ۲، ۳، ۴ و ۵) و در دوره رشد صفر، ۷/۵، ۴/۱۱،
۱/۱۷ و ۸/۲۲ میکرومول در گرم ( به ترتیب تیمارهای رشد ۱، ۲، ۳، ۴ و ۵) جیره بود. مصرف خوراک جوجهها در دوره رشد تحت تأثیر سطح گلوکوسینولاتهای جیره قرار گرفت (P<۰,۰۵) و کمترین مصرف خوراک در تیمار رشد۵ دیده شد. کمترین اضافه وزن جوجهها در دوره آغازین و رشد به ترتیب در تیمار آغازین۵ و تیمار رشد۵ مشاهده شد(P<۰.۰۵). ضریب تبدیل غذایی تیمار آغازین۵ با سایر تیمارهای دوره آغازین و تیمار رشد۵ با دیگر تیمارها در این دوره تفاوت معنیدار داشت(P<۰.۰۵). در دوره آغازین بین اضافه وزن و سطح گلوکوسینولاتهای جیره و گلوکوسینولاتهای مصرفی همبستگی منفی بالا ( به ترتیب ۳/۹۵- و۷/۹۴- درصد) و در دوره رشد همبستگی منفی نسبتاً بالایی (به ترتیب ۵/۶۹- و۴/۷۲- درصد) وجود داشت.
این پژوهش نشان داد که سطح گلوکوسینولاتهای جیره در دورههای آغازین و رشد به ترتیب نباید بیش از ۳۶/۱۱ و ۱۱/۸ میکرومول در گرم جیره باشد. همچنین بیشترین مقدار کنجاله کلزایی که در دوره آغازین و رشد میتواند در جیره جوجههای گوشتی به کار برده شود به ترتیب برابر ۱۳ و ۸ درصد جیره است.
حسین وطن دوست، رئوف سید شریفی، یونس خیری زاده اروق،
دوره ۹، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۸ )
چکیده
بهمنظور بررسی اثر سطوح آبیاری و باکتریهای محرک رشد بر عملکرد و برخی شاخصهای فیزیولوژی و بیوشیمیایی کلزا، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در ایستگاه تحقیقات کشاورزی اردبیل با سه تکرار در سال زراعی ۱۳۹۵ اجرا شد. عوامل مورد بررسی شامل سطوح آبیاری در سه سطح (قطع آبیاری در ۵۰ درصد مرحله گلدهی و تشکیل خورجین، قطع آبیاری در ۵۰ درصد مرحله تشکیل دانه، آبیاری کامل بهعنوان شاهد) و کاربرد کودهای زیستی در چهار سطح (عدم تلقیح بذر با باکتری، تلقیح با نیتروباکتر (Nitrobacter)، سودوموناس (Psedomonas) و آزوسپریلیوم (Azospirillum) بودند. نتایج نشان داد که محدودیت آبی، عملکرد، عملکرد کوانتومی، هدایت روزنهای، محتوای کلروفیل و مقادیر لینولئیک، اولئیک، ایکوزنوئیک و پالمیتولئیک اسید را کاهش و محتوای اروسیک اسید، آراشیدیک اسید و پرولین را افزایش داد. مقایسه میانگینها نشان داد بالاترین عملکرد دانه (۱/۶۲ تن در هکتار)، عملکرد کوانتومی (۰/۵۲۳)، هدایت روزنهای (۱۴/۷ میلیمول بر مترمربع برثانیه)، محتوای کلروفیل (۳۲/۹)، اولئیک اسید (۶۹/۲۴ درصد)، لینولئیک اسید (۱۰/۴۵ درصد)، ایکوازانوائیک اسید (۱/۳۴ درصد) در حالت تلقیح با آزوسپریلیوم و آبیاری کامل و بیشترین محتوای اروسیک اسید (۲/۸۹ درصد) و آراشیدیک اسید (۰/۹۴ درصد) در عدم تلقیح و قطع آبیاری در مرحله تشکیل دانه مشاهده شد. بیشترین محتوای پرولین (۱/۵۲ میکروگرم در گرم وزن تر) در حالت تلقیح با آزوسپریلیوم و قطع آبیاری در مرحله گلدهی و تشکیل خورجین بهدست آمد. به نظر میرسد کاربرد باکتریهای محرک رشد بهدلیل بهبود برخی شاخصهای فیزیولوژیک مانند عملکرد کوانتومی، محتوای کلروفیل، هدایت روزنهای و پرولین میتواند برای بهبود تولید کلزا تحت شرایط کمآبی توصیه شود.
حسن امیری اوغان، رضا عطایی، مجید غلامحسینی، بهرام علیزاده،
دوره ۹، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۸ )
چکیده
بهمنظور بررسی واکنش ۱۲۰ ژنوتیپ کلزا (شامل ۱۰۰ هیبرید بههمراه ۲۰ والد) از لحاظ تحمل تنش سرما، آزمایشی نتایج در قالب طرح آلفا لاتیس با دو تکرار در دو تاریخ کشت نیمه اول مهر (نرمال) و نیمه اول آبان (تأخیری) طی دو سال در کرج اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد عملکرد دانه ژنوتیپها در سطح احتمال یک درصد با یکدیگر اختلاف دارند و تنوع ژنتیکی قابل توجهی بین ژنوتیپهای مورد بررسی وجود دارد. همچنین بین محیطها (کشت معمول و تأخیری) در هر دو سال آزمایش تفاوت معنیدار در سطح احتمال یک درصد وجود داشت. نتایج نشان داد تأخیر در کاشت باعث کاهش عملکرد دانه کلزا از ۴/۰۹ تن در هکتار (در شرایط کشت معمول و بدون تنش سرما) به ۲/۷۲ تن در هکتار (در شرایط کشت تأخیری وتنش سرما) شده است. تجزیه به مؤلفههای اصلی با استفاده از شش شاخص تحمل به تنش سرما (MP، GMP، HARM، TOL، SSI و STI) نشان داد دو مؤلفه اول در حدود ۹۹/۸۵ درصد از تنوع موجود در جمعیت را توجیه میکند. بایپلات مؤلفه اول روی مؤلفه دوم ژنوتیپها را به چهار گروه مختلف تقسیم کرد و ۲۹ ژنوتیپ پرمحصول و متحمل به سرما را شناسایی کرد. تجزیه کلاستر ژنوتیپها را به چهار گروه مختلف تقسیم کرد و گروهبندی ژنوتیپها با استفاده از تجزیه کلاستر مطابقت خوبی با نتایج تجزیه به مؤلفههای اصلی نشان داد. نتایج همبستگی بین شاخصهای مختلف تحمل به تنش با عملکرد در شرایط تنش (YP) و بدون تنش (YS) نشان داد دو شاخص TOL و SSI با YP (عملکرد در شرایط بدون تنش) دارای همبستگی مثبت و با YS (عملکرد در شرایط تنش) دارای همبستگی منفی هستند. علاوه بر این چهار شاخص MP، GMP، HARM و STI دارای همبستگی مثبت و معنیدار با عملکرد در هردو شرایط تنش و بدون تنش بودند. نتایج این پژوهش نشان داد شاخص STI از کارامدی بالایی بهمنظور گزینش ژنوتیپهای کلزا برای تحمل سرما برخوردار بوده است و بهطور موفقیتآمیزی میتواند در برنامههای اصلاحی بهکار گرفته شود.
محمد امیری، امیرحسین شیرانی راد، سید علیرضا ولدآبادی، جهانفر دانشیان، حمیدرضا ذاکرین،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۸ )
چکیده
بهمنظور بررسی اثر هیومیک اسید در پایداری عملکرد دانه ارقام کلزا در تراکمهای بوته مختلف، آزمایشی بهصورت فاکتوریل اسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار بهمدت دو سال زراعی (۱۳۹۵-۱۳۹۳) در مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج اجرا شد که در آن تراکم بوته در سه سطح شامل (۴۰، ۶۰ و ۸۰ بوته در مترمربع)، هیومیک اسید در دو سطح شامل عدم کاربرد (محلولپاشی با آب خالص) و کاربرد هیومیک اسید (با غلظت سه در هزار در دو مرحله ششبرگی و غنچهدهی) بهصورت فاکتوریل در کرتهای اصلی و شش رقم بهاره کلزا شامل RGS۰۰۳، Zafar، Julius، Jerry، Zabol۱۰ وHyola۴۸۱۵ درکرتهای فرعی قرار گرفتند. نتایج حاصل نشان داد که اثر برهمکنش تراکم بوته × هیومیک اسید × رقم بر صفات عملکرد دانه، عملکرد روغن دانه، تعداد دانه در خوررجین، تعداد خورجین در بوته، عملکرد بیولوژیکی، شاخص برداشت و اثر متقابل دوگانه تراکم بوته × رقم بر صفات درصد روغن دانه، وزن هزار دانه، کلروفیل a، b و کل در سطح یک درصد معنیدار شد. بهطور کلی افزایش تراکم بوته بهدلیل رقابت شدید بین بوتهها سبب تأثیر سوء بیشتر بر صفات مورد آزمون شد. بهطوری که در تراکم ۴۰ بوته در مترمربع و کاربرد هیومیک اسید، رقم Jerry بالاترین تعداد دانه در خورجین و تعداد خورجین در بوته را بهترتیب با میانگین ۶/۲۴ و ۷/۲۰۰ عدد و بیشترین وزن هزار دانه با میانگین ۹/۴ گرم را داشت. علاوهبر این، رقم Jerry در تراکم ۴۰ بوته در مترمربع و کاربرد هیومیک اسید با میانگین ۵۴۱۲ و ۲۱۹۶ کیلوگرم در هکتار، بهترتیب بیشترین عملکرد دانه و عملکرد روغن دانه را به خود اختصاص داد. بر این اساس ارقام مورد آزمون، پاسخ مثبتی به کاربرد هیومیک اسید در تراکمهای مختلف بوته، بهویژه در تراکم ۴۰ بوته در مترمربع نشان دادند. همچنین رقم Jerry در تراکم ۴۰ بوته در مترمربع و کاربرد هیومیک اسید، بالاترین عملکرد دانه و عملکرد روغن دانه را به خود اختصاص داد
جانب ا... نیازی، حمیدرضا فولادمند،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۵ )
چکیده
به منظور بررسی تأثیر سطوح مختلف آب آبیاری بر میزان عملکرد و روغن بذر کلزا و تعیین میزان آب مورد نیاز و برنامه مناسب آبیاری این گیاه، آزمایشی با طرح بلوکهای کامل تصادفی شامل چهار تیمار آبیاری در سه تکرار به مدت ۳ سال (۸۲-۱۳۷۹) در اراضی زراعی ایستگاه تحقیقات کشاورزی زرقان فارس اجرا گردید. تیمارهای آبیاری شامل چهار دور آبیاری پس از ۵۰، ۷۵، ۱۰۰و ۱۲۵ میلیمتر تبخیر تجمعی از تشتک کلاس A بود (T۵۰، T۷۵، T۱۰۰ و T۱۲۵). مقدار آب آبیاری برای هر تیمار نیز با اندازهگیری رطوبت خاک قبل از آبیاری و رساندن آن به حد ظرفیت زراعی تعیین میگردید. در سه سال آزمایش ارقام اکاپی، اورینت و لیکورد کشت گردید و دادههای به دست آمده از اندازهگیری عملکرد و مقدار روغن بذر برای هر سال به صورت جداگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در سال اول آزمایش تأثیر تیمارهای مختلف بر عملکرد رقم اکاپی معنیدار نشد، ولی حداکثر و حداقل عملکرد بذر به ترتیب در تیمارهای T۷۵ و T۱۰۰ برابر ۲۶۷۸ و ۲۰۵۰ کیلوگرم در هکتار به دست آمد. تأثیر تیمارهای مختلف برمقدار روغن بذر در سطح ۵ درصد معنیدار گردید و حداکثر و حداقل مقدار روغن بذر به ترتیب در تیمارهای T۱۰۰ و T۷۵ برابر ۵۰/۴۲ و ۶۶/۴۱ درصد به دست آمد. در سال دوم آزمایش نتیجه تأثیر تیمارهای مختلف برعملکرد رقم اورنیت در سطح ۵ درصد معنی دار شد و حداکثر و حداقل عملکرد بذر به ترتیب در تیمارهای T۵۰ و T۱۲۵ برابر ۳۱۳۳ و ۲۱۳۳ کیلوگرم در هکتار به دست آمد. تأثیر تیمارهای مختلف بر مقدار روغن بذر در سطح ۵ درصد معنیدار گردید و حداکثر و حداقل مقدار روغن بذر به ترتیب در تیمارهای T۷۵ و T۵۰ برابر ۳۸/۴۶ و ۸۲/۴۴ درصد به دست آمد. در سال سوم آزمایش نتیجه تأثیر تیمارها برعملکرد رقم لیکورد در سطح ۵ درصد معنیدار شد و حداکثر و حداقل عملکرد بذر به ترتیب در تیمارهای T۵۰ و T۱۲۵ برابر ۳۶۶۷ و ۲۲۵۰ کیلوگرم در هکتار و تأثیر تیمارهای مختلف برمقدار روغن بذر در سطح یک درصد معنیدار گردید و حداکثر و حداقل مقدار روغن بذر به ترتیب در تیمارهای T۵۰ و T۱۲۵ برابر ۶۳/۴۷ و ۶۰/۴۴ درصد به دست آمد. همچنین مناسبترین دور آبیاری برای سه رقم کلزای مورد مطالعه در منطقه زرقان فارس بین ۱۰ تا ۱۲ روز به دست آمد.
نسرین علیزاده، اسدالله بابای اهری، یعقوب اسدی، مصطفی ولیزاده، بهمن پاسبان اسلام،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۵ )
چکیده
به منظور بررسی اثر قارچ عامل پوسیدگی اسکلروتینائی ساقه کلزا ( Sclerotinia sclerotiorum ) در شرایط مزرعه روی کمّیت و کیفیت روغن به دست آمده و کنجاله آن، سه رقم کلزای پاییزه اکاپی، طلایه و SLM۰۴۶ در سه بلوک کامل تصادفی در دو حالت بدون بیماری و دارای بیماری مورد ارزیابی قرار گرفت. بهمنظور ایجاد بیماری در شرایط مزرعه، گیاهان به وسیله جدایه SK۴ قارچ ( S. sclerotiorum ) به روش لوارتوسکا مایهزنی شدند. محل مایهزنی ساقههای گیاهان در ارتفاع ۳۰ سانتیمتری از سطح خاک و در اواسط مرحله گلدهی بوتهها بود. نتایج نشان داد که ویژگیهایی مانند وزن هزار دانه، درصد اسید چرب اولئیک در گیاهان بیمار به طور معنیداری کمتر از گیاهان سالم بود، ولی درصد اسید چرب اروسیک در روغن و میزان گلوکزینولات کنجاله در گیاهان بیمار به طور معنیداری بیشتر از گیاهان سالم بود. همچنین بین سه رقم مورد آزمایش به غیر از درصد روغن برای تمامی صفات دیگر اختلاف معنیداری دیده نشد. بین وزن هزار دانه و درصد اسید اروسیک و نیز بین درصد روغن به دست آمده و میزان گلوکزینولات، همبستگی منفی و معنیداری دیده شد. بنابراین به نظر میرسد که بیماری پوسیدگی اسکلروتینائی ساقه در کلزا کمّیت و کیفیت روغن را از طریق کاهش اسید اولئیک و درصد روغن و افزایش اسید اروسیک و گلوکزینولات کاهش میدهد.
جانباله نیازی اردکانی، سید حمید احمدی،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۵ )
چکیده
در این مقاله تأثیر سطوح مختلف شوری آب آبیاری بر میزان جوانه زنی و وزن ماده خشک نهال ۸ برگی و حدود تحمل به شوری هشت رقم کلزا (ACSN۱=V۱ فالکون = V۲ ، شیرالی = V۳ ، سرز= V۴، تاور = V۵، کبری = V۶، گلوبال = V۷ و اویرکا = V۸ ) بررسی گردید. برای ارزیابی حد تحمل به شوری از ۳ روش تعیین کاهش عملکرد در شرایط شور نسبت به غیر شور، شاخص حساسیت به شوری و روش وان گنوختن و هافمن استفاده گردید. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل آماری به روش دانکن در سطح ۱% نشان داد که تأثیر هر یک از عوامل شوری ، رقم و اثر متقابل آنها بر جوانهزنی بذر و وزن ماده خشک نهال ۸ برگی از نظر آماری معنیدار است، به طوری که با افزایش شوری آب آبیاری میزان جوانه زنی و وزن ماده خشک نهال به شدت کاهش مییابد. همچنین با استفاده از روش وانگنوختن و هافمن، شوریهای آب آبیاری متناظر با ۱۰%، ۲۵%، ۵۰% و ۹۰% کاهش در میزان جوانه زنی و وزن خشک نهال ۸ برگی هشت رقم کلزا، در جدولی ارایه گردیده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که ارقام مختلف کلزا در مراحل مختلف رشد واکنشهای مختلفی به شوری نشان داده و در یک مرحله متحمل و در مرحلهای دیگر حساس به شوری میباشند. در این تحقیق، ارقام ACSN۱، فالکون و شیرالی در مرحله جوانهزنی و سه رقم ACSN۱، فالکون و کبری در مرحله رویش نهالی به شوری متحمل بودهاند. ارقام اویرکا، گلوبال و سرز در مرحله جوانهزنی و ارقام شیرالی، گلوبال و اویرکا نیز در مرحله رویش نهالی حساسترین ارقام به شوری بودهاند که در نهایت دو رقم ACSN۱ و فالکون متحمل به شوری و دو رقم گلوبال و اویرکا حساس به شوری شناخته شدند.
محمدرضا پردل، بیژن حاتمی، مصطفی مبلی، رحیم عبادی،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۵ )
چکیده
کشت کلزا (Brassica napus) بهعنوان یکی از دانههای روغنی مهم در بیشتر مناطق ایران رواج یافته است. یکی از نکات اساسی در تولید دانه کلزا، تلقیح و باروری گلهای آن میباشد. حشرات به عنوان یکی از عوامل مؤثر در گرده افشانی گلها، مطرح هستند. به منظور مطالعه فون حشرات گرده افشان روی سه رقم کلزا شامل طلایه، اوکاپی و اس. ال. ام و بررسی تفاوت احتمالی بین این سه رقم از نظر جلب آنها در زمان گلدهی، حشرات گرده افشان از روی هر رقم بطور جداگانه با تور حشرهگیری جمع آوری و در سطح خانواده شناسایی گردیدند. فراوانی انواع حشرات گرده افشان در زمانهای مختلف روز روی هر رقم نیز تعیین گردید. نتایج بررسیها نشان داد که حشرات گرده افشان جمع آوری شده از پنج راسته و ۱۸ خانواده بودند. فراوانترین گرده افشانها مربوط به راسته بال غشاییان به ویژه زنبورعسل بود که حدود ۵۰ درصد حشرات گرده افشان را تشکیل داد ولی بدون در نظر گرفتن زنبورعسل بیشترین تعداد حشرات جمع آوری شده مربوط به راسته دوبالان از جمله سه گونه به نام Bibio hortulanus, Metasyrphus corollae و .Platypalpus sp از مزرعه جمع آوری گردیدند. در زمان گلدهی ( اوایل فروردین تا اواسط اردیبهشت) در اصفهان بیشترین درصد جمعیت زنبورعسل در ساعات گرمتر روز یعنی هنگام ظهر و بعد از ظهر مشاهده شد و در ساعات قبل از ظهر بهدلیل سردی هوا و کمتر بودن مقدار شهد گیاه، درصد حضور نسبی این گونه کمتر بود. فعالیت زنبورعسل در ساعت ۹ صبح روی رقم طلایه و در ساعت ۱۲ظهر و ۴ بعد از ظهر روی رقم اکاپی بیشتر از سایر ارقام بود. با تعیین میزان تولید دانه در هکتار مشخص شد که گردهافشانی به وسیله حشرات میتواند عملکرد را ۵۳ درصد افزایش دهد.