Hosseinifard M, Majidi M M, Saeidi G, Mohammadi M. Genetic Analysis and Drought Tolerance Evaluation in Populations Derived from Crosses Between Iranian and Foreign Safflowers. Journal of Crop Production and Processing 2025; 15 (4) :75-97
URL:
http://jcpp.iut.ac.ir/article-1-3385-fa.html
حسینی فرد مهسا، مجیدی محمد مهدی، سعیدی قدرت الله، محمدی مجید. تجزیه ژنتیکی و ارزیابی تحمل به خشکی در جوامع حاصل از تلاقی گلرنگهای ایرانی و خارجی. نشریه تولید و فرآوری محصولات زراعی و باغی. 1404; 15 (4) :75-97
URL: http://jcpp.iut.ac.ir/article-1-3385-fa.html
گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه صنعتی اصفهان ، اصفهان، ایران. ، majidi@iut.ac.ir
چکیده: (64 مشاهده)
گلرنگ (Carthamus tinctorius L.) بهعنوان یکی از گیاهان دانه روغنی جایگاه ویژهای در کشاورزی مناطق خشک دارد. با این وجود از پتانسیل ژنوتیپهای خارجی برای بهبود ژنتیکی تحمل به خشکی ارقام داخلی بسیار کم استفاده شده است. در این پژوهش، با هدف افزایش تنوع ژنتیکی و تحلیل کنترل ژنتیکی صفات مرتبط با تحمل به خشکی، از تلاقیهای بین ژنوتیپهای ایرانی و خارجی در قالب یک طرح نیمه دایآلل استفاده شد. برای این منظور، ۶۴ ژنوتیپ شامل ۱۰ والد، ۴۵ جمعیت F₂ حاصل از تلاقیهای دایآلل و ۹ شاهد، در دو محیط آبیاری معمولی و محدودیت آبیاری (تنش) مورد ارزیابی قرار گرفتند. بر اساس نتایج، برخی صفات نظیر محتوای نسبی آب برگ و عملکرد دانه تحت تنش خشکی کاهش معنیداری یافتند. با این حال، تنوع بیشتر در بین جمعیتهای حاصل از تلاقی منجر به شناسایی نمونههایی با پتانسیل عملکرد و شاخص تحمل و پایداری به تنش بیشتر شد. به¬طور ویژه پایداری چشمگیر صفت وزن هزار دانه در برخی از تلاقیها تحت شرایط تنش نشاندهنده ظرفیت ژنتیکی مطلوب این ژنوتیپها برای برنامههای اصلاحی تحمل به خشکی بود. تجزیه ژنتیکی نشان داد بیشتر صفات دارای واریانس ترکیبپذیری عمومی(GCA) معنیدار بوده که بیانگر اهمیت آثار ژنهای افزایشی است. برای صفاتی مانند روز تا تکمهدهی، قطر غوزه، وزن هزار دانه و عملکرد دانه، معنیدار بودن واریانس ترکیبپذیری خصوصی(SCA)، نشاندهنده نقش همزمان آثار غالبیت در توارث آنها است که پتانسیل استفاده از هتروزیس در تولید ارقام هیبرید را نشان داد. در بسیاری از صفات، وراثتپذیری عمومی بالا مشاهده شد که حاکی از وجود تنوع ژنتیکی و امکان انتخاب مؤثر در نسلهای ابتدایی برای آن صفات میباشد. والدین G54، G74 و G40 با بیشترین مقدار شاخص تحمل(STI)، بهعنوان والدین متحمل به خشکی شناخته شدند. مشارکت والد G74 در تلاقیهای با کمترین درصد کاهش عملکرد (PRI) و همچنین GCA بالا، بیانگر نقش برجستهی آثار ژنتیکی افزایشی در شرایط تنش خشکی است. همچنین تلاقیهایی مانند 54×74، 32×74، 74×71، دارای مقادیر بالای STI و مقادیر پایین PRI بودند که آنها را میتوان بهعنوان جمعیتهای ژنتیکی مطلوب برای بهبود ژنتیکی تحمل به خشکی معرفی نمود. تلاقی 86×40 بهترین ترکیب از نظر اثراتSCA شناسایی شد که بهعلت مشارکت دو والد با GCA بالا (G40 وG86 )، دارای برتری ژنتیکی در اکثر صفات بود. در نتیجه بهرهگیری از خزانه والدی متنوع و تلاقیهای هدفمند میتواند منجر به ایجاد تنوع بیشتر و توسعهی ارقام متحمل و پربازده در مناطق خشک شود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
عمومى